تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاجز الإمام المهدي ( ع ) ( معجزات امام مهدى ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
مىآمد و نيازش را بر طرف مىساختم ، بر من وارد شد . نشستنش به طول انجاميد ، و من نيز گرفتارىهاى فراوانى داشتم ، به او گفتم : خواسته‌ات چيست ؟ گفت : مىخواهم آن را در مكان خلوتى بگويم . از مخزن‌دار خواستم تا محلى را براى ما در خزانه مهيا نمايد و به خزانه رفتيم ، پس رقعه‌اى كوچك از جانب مولايمان عليه السّلام بيرون آورد كه در آن نوشته بود : اى احمد بن حسن هزار دينار ، بهاى شمشير و اسب‌ها را كه از ما نزد توست ، به ابو الحسن اسدى بده . « 1 » مىگويد : براى اداى شكر منتى كه خداوند بر من نهاده بود به سجده افتادم كه آن حضرت خليفهء خداوند مىباشند ، و هيچ‌كس جز خودم از اين ماجرا آگاه نبود . و به آن اموال ، سه هزار دينار به سبب خوشحالى از اين منت كه خداوند بر من نهاده بود ، افزودم . « 2 »
هامش
( 1 ) . يا أحمد بن الحسن ، الألف دينار الّتي لنا عندك ثمن النّصل و الفرس سلّمها إلى أبي الحسن الأسدي . ( 2 ) . همان ، ص 282 .