تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاجز الإمام المهدي ( ع ) ( معجزات امام مهدى ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
چنين مىكنيم [ يعنى هديه‌اى براى آن‌ها فرستيم ] و چه بسا خود آن‌ها به عنوان تبرك ، چيزى از ما تقاضا مىكنند . « 1 » همچنين توقيع مباركى نيز براى من صادر گرديد كه : خطا كردى كه احسان ما را رد كردى ، اما چون از خدا طلب آمرزش نمودى ، خداوند تو را آمرزيد . ولى چون قصدت اين است كه از آن استفاده نكنى و خرج ننمايى ، آن‌ها را از تو بازداشتيم اما آن جامه را داشته باش تا لباس احرامت نمايى . « 2 » بار ديگر راجع به دو موضوع به محضر آن حضرت نامه‌اى نوشتم و قصد داشتم كه موضوع سوم را نيز بنگارم اما از ترس اين‌كه مبادا مورد پسندشان واقع نشود ، از آن خوددارى كردم . پس از مدتى [ با تعجب ] جواب آن دو موضوع به همراه شرح موضوع سوم كه فقط از دلم گذشته بود [ از ناحيه مقدسه ] به دستم رسيد . در نيشابور ، با جعفر بن ابراهيم نيشابورى توافق كردم كه در مسافرت همراه او و هم‌كجاوه او باشم . وقتى به بغداد رسيدم ، پشيمان شدم و قرارم را با او پس گرفتم و در جستجوى هم‌كجاوه‌اى برآمدم . نزد ابن وجنا رفتم و تقاضا كردم مركبى به من كرايه دهد ، و ديدم كه راضى نيست . اما پس از مدتى خودش نزد من آمد و گفت : من به دنبال تو مىگردم ، [ از جانب امام زمان عليه السّلام به من فرموده‌اند ] كه تو همراه من شوى ، و به من فرموده‌اند كه با
هامش
( 1 ) . أسأت إذ لم تعلم الرّجل إنّا ربّما فعلنا ذلك بموالينا ، و ربّما سألونا ذلك يتبرّكون به . ( 2 ) . أخطأت في ردّك برّنا فإذا كانت عزيمتك و عقد نيّتك ألّا تحدث فيها حدثا و لا تنفقها في طريقك ، فقد صرفناها عنك فأمّا الثّوب فلا بدّ منه لتحرم فيه .