برخورد با غاصبان اموال حضرت
محمد بن صالح مىگويد :
هنگامى كه پدرم از دنيا رفت ، امر [ وكالت اخذ اموال و سهم امام عليه السّلام ] به عهدهء من گذارده شد . پدرم از مال غريم « 1 » [ نذورات و سهم امام عليه السّلام ] از مردم سفتههايى داشت ، و من به محضر آن حضرت عليه السّلام نامهاى نوشتم و ايشان را آگاه نمودم . امام عليه السّلام پاسخ فرمودند :
از آنها مطالبه كن و همه را [ بدون مسامحه ] از آنان بگير . « 2 »
همه ، غير از مردى كه سفتهاى به مبلغ 400 دينار داشت ، دين خود را پرداختند . نزد آن شخص رفتم و آن مال را از او مطالبه كردم ، اما او مدام
هامش
( 1 ) . علامهء مجلسى از شيخ طوسى رحمه اللّه نقل مىكند كه حضرت صاحب الامر عليه السّلام را به دليل تقيه غريم مىگفتهاند و اين اصطلاح ، به عنوان رمزى از قديم در بين شيعه معروف بوده است . همچنين وى مىگويد : كلمهء غريم به بستانكار و طلبكار اطلاق مىشود . اگر معنى اول مراد باشد ، از آن جهت است كه اموال حضرت ( سهم امام عليه السّلام ) در دست مردم است و آن حضرت بستانكار است و اگر معنى دوم ، از اين نظر است كه حضرت ، مديون تعليم و تربيت مردم است و از لحاظ غيبت و نهان بودنش گويا به آنها بدهى دارد .
( 2 ) . طالبهم و استقض عليهم .