تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 537

مساهمون:

ص٥٣٧
مىكردند . - درياى بيكران بخشش و كرم ، و فرمانرواى سرشناس ولايت فضل و كمال بود . - آنگاه كه بر فراز منبر مىرفت ، مردم از بلاغتش به شگفت مىآمدند . - از الفاظ و كلمات چنان حكمتى نمايان مىساخت كه دانشوران توانا و زبردست را در حيرت مىافكند . - خوشا مراتب بلندى كه او بدان نايل گرديد و كيوان و فلك نهم نيز به پاى آن نتوانند رسيد . - كوفه به مزار او افتخار مىكند و هرگز نشانه‌هايش كهنه و فرسوده نمىشود . - هرگاه كسى از روى انكار ، گفتهء مرا نپذيرد ، خواهم گفت : اى دوست ، اينجا شهادتگاه مقدسى است . « 1 » - آيا نمىبينى كه چگونه از اين جايگاه نورى مىتابد و ديده و جان عالميان را روشن مىسازد ؟ - به خدا سوگند ، هرگاه حيدر كرار نبود ، در روى زمين پناهگاهى براى مردم يافت نمىشد . - فضايل او را هيچ نويسنده و شاعرى نمىتواند برشمرد . - حتى اگر همهء درختان زمين ، قلم و درياهاى خروشان ، مركب شوند ، و در فضايل او منظومه‌هاى غرّايى پرداخته شود . - شعر من در ستايش تو گويى در پرنيانى زيبا كه هيچ ديبايى را با آن ياراى برابرى نيست ، ساخته و پرداخته شده است . - فرداى قيامت از تو اميد پاداش دارم ، چرا كه حق دوستدار و هوادار تو هرگز پامال نمىشود . - درود خداى بر تو باد ، تا آفتاب در تابش است و تاريكيها را مىزدايد . - از اشعار او ابياتى است در تقريظ مطوّل تفتازانى ، بدين قرار :
هامش
( 1 ) . اين مصراع ، ابتداى قصيدهء سيد على خان مدنى است .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 537 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى