تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 525

مساهمون:

ص٥٢٥

9 ابن بشارهء غروى ( م بعد از 1138 )

- اين سرزمينى است كه آثارش همه دگرگون شده ، و ماه‌هاى درخشان در زير آن مدفون گشته‌اند . - خانه‌اى است كه بليه‌هاى بزرگ ، روشنى را از آن زدوده و سيل اشك از ديدگان جارى كرده‌اند . تا آنجا كه مىگويد : - من سيد شاعرانم كه از خود دفاع نمىكنم ، ليكن در ميدان نثر نيز توانايم . - مردم را به بهشت ره مىنمايم و پرچمى سپيد به دست گرفته‌ام كه بر آنان نور مىافكند . - چرا كه مدحتگر حيدر كرار عليه السّلام ، خداوندگار تقوا ، آن افتخار خلايق و پناهگاه مردم هستم . - شيرى كه در ميدان جنگ - آنگاه كه پهلوانان فرياد برمىآورند و آتش جنگ شعله مىكشد - چنان حملهء دهشتبارى مىكند كه دشمنان را درهم مىشكند . - در ميدان مبارزه كه اسبان تندرو بر يكديگر سبقت مىگيرند ، تنها اوست كه دشمنان را از پاى درمىآورد . - داماد پيغمبر است و پدر امامان كه جانشينى پيغمبر به وجود او والايى يافته است .