- پاهاى على عليه السّلام بر دوش كسى قرار گرفت كه دست احسان خدا آن را نواخته است .
- اى امام بزرگوارى كه پاى در جايى نهادى كه دست خداى بلندمرتبت بر آن قرار گرفته است .
- در مقام احسان ، گشادهدست و بخشنده است ، و چنانچه خواهندهء احسانش نگويد بس است ، اقيانوس كرمش همچنان مىتوفد و به تلاطم درمىآيد .
- چنانچه به گاه نبرد ، تنها يك رزمنده زير فرمان او باشد ، باز توفنده به ميدان مىشتابد و دليرانه پيش مىتازد .
- كوههاى بلند از سطوت شمشيرش از جاى كنده مىشوند و از اساس و بنياد نابود مىگردند .
- هرگاه وصيت پيغمبر نبود ، در روز سقيفه ابو بكر و عمر مانند چهار نفر حساب مىشدند ، بلكه عثمان هم دو نفر محسوب مىشد . « 1 »
- پس شگفتا كه اين دنياى دون عادت كرده كه به كسى جز افراد پست و فرومايه روى نياورد .
- اين چه كسى بود كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله او را به رهبرى دينى معين كرد و اين موضوع را به اطلاع همگان رسانيد ؟
- در آن روز كه همهء طوايف عدنانى در آن صحراى وسيع حضور داشتند .
- و همهء صحابه تبريك گفتند و نخستين كسى كه فرخندهباد گفت ، دومين خليفه ، عمر بن خطاب بود .
- پس از آنكه خداوند در رسانيدن حكم رهبرى و جانشينى فرمان اكيد صادر كرد ، خطاب به پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود كه اين موضوع را به مردم ابلاغ كن ، و گرنه حق رسالت را ادا نكردهاى .
- اما دريغا كسانى بر او تقدم يافتند و پيشى جستند كه دربارهء آنها نص و برهانى وجود
هامش
( 1 ) . اشاره به حكم شهادت است كه در آن ، شهادت و گواهى يك مرد معادل شهادت و گواهى دو زن به حساب مىآيد . ( م )