تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 522

مساهمون:

ص٥٢٢
- پاهاى على عليه السّلام بر دوش كسى قرار گرفت كه دست احسان خدا آن را نواخته است . - اى امام بزرگوارى كه پاى در جايى نهادى كه دست خداى بلندمرتبت بر آن قرار گرفته است . - در مقام احسان ، گشاده‌دست و بخشنده است ، و چنانچه خواهندهء احسانش نگويد بس است ، اقيانوس كرمش همچنان مىتوفد و به تلاطم درمىآيد . - چنانچه به گاه نبرد ، تنها يك رزمنده زير فرمان او باشد ، باز توفنده به ميدان مىشتابد و دليرانه پيش مىتازد . - كوههاى بلند از سطوت شمشيرش از جاى كنده مىشوند و از اساس و بنياد نابود مىگردند . - هرگاه وصيت پيغمبر نبود ، در روز سقيفه ابو بكر و عمر مانند چهار نفر حساب مىشدند ، بلكه عثمان هم دو نفر محسوب مىشد . « 1 » - پس شگفتا كه اين دنياى دون عادت كرده كه به كسى جز افراد پست و فرومايه روى نياورد . - اين چه كسى بود كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله او را به رهبرى دينى معين كرد و اين موضوع را به اطلاع همگان رسانيد ؟ - در آن روز كه همهء طوايف عدنانى در آن صحراى وسيع حضور داشتند . - و همهء صحابه تبريك گفتند و نخستين كسى كه فرخنده‌باد گفت ، دومين خليفه ، عمر بن خطاب بود . - پس از آنكه خداوند در رسانيدن حكم رهبرى و جانشينى فرمان اكيد صادر كرد ، خطاب به پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود كه اين موضوع را به مردم ابلاغ كن ، و گرنه حق رسالت را ادا نكرده‌اى . - اما دريغا كسانى بر او تقدم يافتند و پيشى جستند كه دربارهء آنها نص و برهانى وجود
هامش
( 1 ) . اشاره به حكم شهادت است كه در آن ، شهادت و گواهى يك مرد معادل شهادت و گواهى دو زن به حساب مىآيد . ( م )