نداشت .
- خدا چهرهء روزگار را خندان نكند كه قوانين و عاداتش از عدل و ميزان بيرون است .
- اى امامى كه جان و دين و ايمانم در ره تو فدا باد ، تو با صفاى عشق خود همهء عشاق را زنده كردى .
- تا وقتى كه آسمان برقرار و پابرجاست ، فيضت بر دوام باد و تا وقتى كه شب و روز در گردشند ، سايهات مستدام باد .
پيرامون شعر
تمام اين قصيده كه 91 بيت است ، در جلد دوم كتاب الرائق - تأليف علامه سيد احمد عطار ذكر شده است . همچنين 89 بيت آن در كتاب كشميرى « 1 » و بخشى از آن در كتاب فارسنامه « 2 » و تعدادى از ابياتش در حاشيهء نهج البلاغهء طبع ايران به سال 1310 آمده است .
علامه سيد محمّد حسين شهرستانى « 3 » ( م 1315 ) مخمّسى به اقتفاى اين قصيده در چهل و يك بيت سروده و از بيت يازدهم شروع كرده است كه آغاز آن چنين است :
- لشكر اندوه در ايران بر من هجوم آورده است و همهء شبها از اندوه فراق در اضطرابم .
- ياد آن پيشوايى كه در سرزمين كوفه آرميده ، مرا در تب و تاب داشته است ؛ باد شمال كجاست كه پيام مرا به دو رساند ؟
- اين بادى كه بر من مىگذرد ، و مرا به فراموشى مىسپارد ، چگونه پيام اين عاشق شيفته را بدان سرزمين ببرد ؟
- به سوى آن كسى كه خدا طينت او را پاك آفريده ، و پيامبر برگزيدهاش صلّى اللّه عليه و آله به شيعيان او مژده داده است .
- به آستان كسى كه مهر و دوستىاش ، به حكم آيهء مودّت ، بر همهء آفريدگان ، از انسان و پرى ، واجب است و خداى مهرگستر پيروى از او را بر همگان واجب شمرده است .
هامش
( 1 ) . نجوم السماء 197 .
( 2 ) . فارسنامهء ناصرى : 2 / 230 .
( 3 ) . از غديريهسرايان سدهء چهاردهم هجرى است .