- آيهء اكمال ، ترا از هرمنقبت و ستايشى دربارهء على عليه السّلام بىنياز مىكند .
- اى كسى كه همچون تيرى كه از كمان برود ، و به سوى سرزمينهاى بىآب و علف رها شود ، سراسيمه به سوى معشوق روانى .
- به غريّان « 1 » كه رسيدى ، درنگ كن و در آنجا احرام و طواف به جاى آر و در آن خاك مقدس ، با خوارى و فروتنى توقف كن .
- آنجا كه از هرسو به خانهاى روى مىآورند كه منبع خير و بركت بسيار است .
- خانهاى كه به وجود او پايهگذارى شده ، و در آن تقصير و رمى جمره صورت نمىگيرد .
- تو مردم را ندا درده و با بانگ بلند بگو كه به سوى كعبهء خدا بشتابيد .
- به سوى زمزم و ركن و حجرالاسود ، به سوى آن منار بلند و بارگاه ملكوتى .
- بايد در چنين سرزمينى حج به جاى آورد كه جز آن ديار سزاوار حج و عمره نباشد .
- از خدا بخواه كه در اين سير و سفر ، به تو آرامش و وقار ببخشد .
- با عزت و افتخار ، آن خاك را ببوس و غبارش را توتياى چشم بگردان .
- براى بزرگداشت اين مزار مقدس ، با پاى مژگان به اين درگاه درآى .
- آن ضريح مقدسى را ببوس كه ماه شب چهارده را دربرگرفته و كوه حلم و درياى جود را در خود دارد .
- و وجه خدا و چشم خدا و شمشير آبدار خدا در آن قرار دارد .
- چرا كه امير همهء مؤمنان ، آن بزرگمرد صاحب اختيار در اينجا آرميده است .
- هركس با معرفت و شناخت كامل او را زيارت كند ، چنان است كه خدا را در عرش زيارت كرده است .
- او نورى در عرش خداست و آدم و حوا از چنين فضيلتى بىبهرهاند .
- هرگاه همهء مردم به مهر على عليه السّلام اجماع مىكردند ، ديگر خدا دوزخ را نمىآفريد .
- همهء فضايل در خلق و رفتار او متجلّى است ، و از وجود او سرچشمه مىگيرد .
هامش
( 1 ) . غريّان : دو بناى مقدّس كه نزديك قبر امام على عليه السّلام واقع شده است . ر ك : المعجم البلدان : 4 / 196 . ( و )