- اوست كه خونريزى را بر شيران بيشه آموخته ، و رميدن را به آهوان ياد داده است .
- من از سرخى گونههاى او در شگفتم كه هرگاه چشم من بدان مىافتد ، زردى رخسار مرا موجب مىشود .
- گردن و بناگوش او سيمگون است و رخسار من زرفام .
- چهرهء او همچون گلزار باطراوت و زيباست و نگاهش ساقىوار است كه در آن سرخى دويده است .
- گونه و دندان و چشم و چهرهء او ، همچون گل سرخ و اقحوان و نرگس و گلنار است .
- او عشاق خود را يارى و دستگيرى مىكند و در كسى كه از او روى تابد ، ضعف و ناتوانى پيدا مىشود .
- رخسار او آميزهاى از آب و آتش است و ما نديديم كه آب و آتش در كنار هم باشند .
- همواره نگاهم به سوى او دوخته شده ، و هرگز به راست و چپ منحرف نمىشود .
- گويى كه در چهرهء او ، آب و آتش به هم درآميخته و به طاعت او برخاستهاند .
- آنگاه كه خراميدن گيرد ، سرو بىقدر آيد و هرگاه كه چهره نمايد ، ماه غروب كند .
- اى كسى كه مرا بر اين عشق ملامت مىكنى ، هرگاه رويش را مىديدى ، بر من دلايل پوزش خواهى اقامه مىكردى .
- مرا رها كن تا به محبوب خود عشق ورزم كه اين عشق مرا از مهر خمار چشمان بىنياز مىكند .
- آنگاه كه خال زيبا بر كنارهء لبش خودنمايى كند ، بيدرنگ من لگامگسيخته خواهم شد .
- تيغ نگاه نافذش به ذو الفقار على عليه السّلام ماند .
- آنكه آيهء تطهير دربارهء او نازل گشته ، و به موجب آن ، خدا او را برگزيده است .
تا آنجا كه در اين قصيدهء هفتاد و يك بيتى گويد :
- در روز غدير خم ، طه صلّى اللّه عليه و آله با او برادرى خويش را اعلام كرد و در آن روز ، دربارهء على عليه السّلام آيات روشنى نازل شد .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 500
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٥٠٠