- از زبان روح الامين ، به امر خداى تعالى كه همهء نعمتها و قدرتها از اوست ، خطاب آمد :
- اى پيامبر ، على را به مردم معرفى كن و بدان كه اگر اين مهم را انجام ندهى ، رسالت خود را ادا نكردهاى ، و خدا ترا از گزند دشمنان نگاه مىدارد .
- پس از آنكه همه شادباش و تهنيت گفتند ، و اظهار داشتند كه اى على ، تو رهبر مايى و اين ولايت درست است ، و نيز نص آيهء قرآنى رسيد كه امروز دينتان را كامل كردم ، و براستى اين امر ثابت شد ، دشمنان زبان به افترا گشودند و گفتند كه پيغمبر وصيتى دربارهء جانشين خود نكرده است .
- و روايت شده كه هركسى بميرد و وصيت نكند ، به مرگ جاهليت مرده است .
- واى بر آنان كه به پيامبر خدا نسبت جهل دادند ، و از او به دروغ چيزى نقل كردند كه نفرموده بود .
- ما مسلمانان ، ديگر در جواب يهود چه خواهيم گفت ، هرگاه كه با ما در مقام احتجاج برآيند ؟ آيا شرم نمىكنيد ؟
- موسى در ميان قوم خود وصيت كرد و از دنيا رفت ، آيا پيمبر بدون آنكه وصيت كند و براى خود جانشين تعيين نمايد ، چشم از جهان فرومىبندد ؟
- آنجا كه موسى گفت : خدايا هارون را خليفه و جانشين من در ميان مردم قرار بده ، چرا كه با جانشينان ، مردم به سعادت مىرسند .
- پس آيا پيامبر ما قوم خود را بىسرپرست رها كرده است ؟ اين سخنى ياوه و بيهوده است .
- او بر همهء مؤمنان ، مهربان و راهنماى همگان بود .
- هرگاه فقط يك آيه از قرآن در اينباره وجود مىداشت ، ملزم بود كه كسى را برگزيند .
- پيامبر كه خيرخواه و دلسوز مردم بود ، بهتر مىدانست كه چه كسى شايستهء جانشينى اوست .
- بنابراين ، امكان نداشت كه پيشواى امّت بدون تعيين جانشين از دنيا رود ، چه عدم
الغدير ( فارسى ) — صفحة 498
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٤٩٨