پيشرو اين جمال و كمال مىباشد .
تا آنجا كه مىگويد :
- خدا دين خود را به ولايت او كمال بخشيد ، و كجا مىتوان به شكوه و جلال او دست يافت ؟
- كسى كه خدا در طائف با او سخن گفت ، ترا از هرافتخارى بىنياز مىگرداند .
- چه بسا كه جبرئيل براى خدمت به دو به آستانهاش رفتوآمد داشته است .
- و در بابل به امر خدا ، آنجا كه شب دامن خود را مىگسترد ، آفتاب پس از غروب به خاطر او دوباره بازگشت .
- و در غدير خم ، خبر غيبى رسيد كه خدا او را امير و پيشوا قرار داده است و همه بايد با او بيعت كنند .
- هنگامى كه احمد مرسل به امر خدا به پا خاست و ضمن خطبهاى پيام خدا را رسانيد .
- آنگاه فرمود : هركه را من پيشواى اويم ، حيدر پيشواى اوست ، و او وصى بلافصل من است .
- بيدرنگ همهء مردم زبان به تبريك گشودند و همهء پارسايان و خداجويان با اشتياق بيعت كردند .
- كجا فهم مردم به كنه اوصاف او رسد ؟ آيا ريگهاى بيابان را مىتوان شماره كرد ؟
شاعر قصيدهء صد و هجده بيتى ديگرى دارد كه در مدح امير مؤمنان عليه السّلام سروده و در آن چنين گفته است :
- هركجا باشم ، تو همواره در برابر ديدگان من هستى و اين راه برحقى كه پيش گرفتهام ، بهترين راهها و روشهاست .
- من آرزوى حيات دارم ، اما تو از من رويگردانى ؛ در نظر من ، مرگ از ناديدن چهرهء تو زيباتر است .
تا آنجا كه مىگويد :
- خدا دين خود را به محبت و ولاى على كامل گردانيد ، و آيا در بين مفاخر ، بالاتر از اين
الغدير ( فارسى ) — صفحة 503
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٥٠٣