تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
سربازانش به ريشت بخندند . برو يك روز معتكف شو و كفارهء عهدى را كه بسته‌اى بده . آن مرد نزد من برگشته نظر و سخن ابن عباس را نقل كرد ، گفتم : چه كسى از ما مىتواند استنباطات فقهى ابن عباس را داشته باشد ؟ « 1 » شرح حال اين مرد ما را از مقدار علم و اطلاعاتش از احكام و فقه با خبر مىسازد . اين چه فقيهى است كه حكم نذر را نمىداند و اطلاع ندارد كه در نذر رجحان آنچه نذر مىشود ، شرط است و نذركردن كارهاى بيهوده و آنچه عقلا ناپسند مىباشد ، باطل است و چنين نذرى منعقد نمىشود و متحقق نمىگردد . وانگهى مگر اين مطلب ساده از معضلات و مطالب مهم فقه است كه هيچ كس غير از ابن عباس قادر به استنباط آن نباشد ؟ در جهل و بىاطلاعى وى از دين و فقه همين بس كه بلد نبود زنش را طلاق بدهد ، و چنان كه مسلم گفته ، ناتوانى و نادانى مىنمود « 2 » و نمىدانست طلاق در هنگامى صورت مىگيرد كه زن از عادت ماهانه پاك گشته و همبسترى هم نكرده باشد . « 3 » مسلم مىنويسد : او زنش را در حالى كه در عادت ماهانه بود ، سه طلاقه كرد . « 4 » به همين لحاظ ، پدرش او را حتى وقتى بزرگ شده و به سالخوردگى رسيده بود ، شايسته و لايق خلافت نمىديد ، و وقتى كسى گفتش عبد اللّه بن عمر را جانشين خود ساز ، گفت : خدا ترا بكشد ! به خدا در اين پيشنهادت خدا را در نظر نداشتى . كسى را خليفه گردانم كه بلد نيست زنش را طلاق بدهد ؟ « 5 » ظاهرا عمر پسرش را به هنگام وفات خويش در همان بىاطلاعى و جهالتى مىدانسته كه در جوانى و در دورهء پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و به هنگام طلاق همسرش بوده است ، و گرنه همهء كسانى كه به وسيلهء انتخاب به خلافت رسيده‌اند ، اگر نگوييم به هنگام تصدى
هامش
( 1 ) . كتاب الآثار 168 . ( 2 ) . صحيح مسلم : 4 / 181 . ( 3 ) . صحيح بخارى : 8 / 76 ؛ صحيح مسلم : 4 / 179 - 183 ؛ مسند احمد : 2 / 51 ، 61 ، 64 ، 74 ، 80 ، 128 ، 145 . ( 4 ) . صحيح مسلم : 4 / 181 . ( 5 ) . تاريخ طبرى : 5 / 34 ؛ الكامل ، ابن اثير : 3 / 27 ؛ الصواعق 2 لمحرقة 62 ؛ فتح البارى : 7 / 54 ، كه مؤلفش آن را صحيح شمرده است .