اگر اين روايات صحت مىداشت و به مفهومى مىبود كه ابن حجر پنداشته و اگر اصحاب آن را همينگونه فهميده بودند ، چرا وقتى از پى خلافت برآمد ، اصحاب عالى مقام پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به مخالفت برخاستند و به رگبار سرزنش و پرخاشش بستند ؟ مگر اين كار را نه از آن جهت كردند كه ادعاى شايستگىاش را براى خلافت باطل مىدانستند و برايش حق حكومت قائل نبودند و مىگفتند : اسيران آزاد شدهء فتح مكه را نه حق خلافت است و نه حق دخالت در شئون آن .
اين بود عمدهء مطالبى كه ابن حجر براى دفاع از معاويه گفته است . حرفهاى ديگرش را كه آميخته به دشنامها و ناسزاهاى جاهلانه است ، بىجواب مىگذاريم و از آن بزرگوارانه درمىگذريم ، و قضاوت آن را به شما وامىگذاريم تا خود بينديشيد و انصاف دهيد .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 547
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٥٤٧