تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 421

مساهمون:

ص٤٢١
عموهاى شرحبيل بن سمط ، احضار كرد و به آن دستور دارد با شرحبيل بن سمط ملاقات كنند به او اطلاع دهند كه على عثمان را كشته است . وقتى نامهء معاويه به شرحبيل كه در حمص بود رسيد ، با بعضى از يمنىها مشورت كرد . عبد الرحمن بن غنم ازدى كه دوست معاذ بن جبل و دامادش بود و بزرگ‌ترين فقيه شامى ، گفت : اى شرحبيل ! خدا از وقتى هجرت كرده‌اى تا امروز دائما برايت خير پيش مىآورد و تا آدمى دست از سپاسگزارى نكشد ، خدا جريان بخشايندگىاش را قطع نمىكند و وضع مردم را تغيير نمىدهد ، مگر آنكه خود دگرگون شوند . اينك قتل عثمان براى ما مطرح شده است و اين مسئله كه على عثمان را كشته است . « 1 » اگر وى عثمان را كشته باشد ، بعدا مهاجران و انصار كه حكام مردمند ، با وى بيعت نموده‌اند ، و در صورتى كه او را نكشته باشد ، چطور حرف معاويه را عليه وى باور مىنمايى ؟ خودت را و قومت را بىآبرو نكن . اگر مايل نيستى اين افتخار نصيب جرير بشود ، برو پيش على و با او بيعت كن براساس اينكه شام تو و قوم تو به همين وضع بماند . شرحبيل نپذيرفت و از تصميم خويش داير بر رفتن نزد معاويه منصرف نگشت . عياض ثمالى ، كه مردى زاهد بود ، در نامه‌اى اين ابيات را براى او نوشت : - اى شرحبيل ، اى پسر سمط ! تو از طريق دوستى على به آن مقدار از حكومت كه منظور تست ، خواهى رسيد . - اى شرحبيل ! شام شام تست و در آن فرمانروا جز تو نيست . حرف آن اموى گمراه را رها كن . - پسر ابو سفيان براى تو نقشهء فريبكارانه‌اى كشيده است كه سرانجام شومى براى ما به بار خواهد آورد . - اگر به وسيلهء ما به مقصودش برسد ، حكومت ما به كام او خواهد گشت و بر مرادش ، و جنگ كمر ما را خواهد شكست .
هامش
( 1 ) . در شرح ابن ابى الحديد چنين است : اينك به معاويه اطلاع داده شده است كه على عثمان را كشته است ، و او به همين جهت ترا احضار كرده است .