بخشندگى و صدقه ، در جملهء اين صفات نامدار باشد و نامش فرا ياد آيد جز على ، رضى اللّه عنه . « 1 »
چطور شد آنها كه پسر عمر به نامشان داستان مىكند ، پس از ذكر سه نفر ، ديگر اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را رها نموده ميانشان فرق و امتيازى قائل نمىشدند ، در حالى كه در ميانشان ده نفرى وجود داشته كه آن جماعت مىگويند مژدهء بهشت يافتهاند ؟
اگر به راستى آن ده نفر مژدهء بهشت يافته و عشرهء مبشره باشند ، چطور ميان آن ده نفر با ديگر اصحاب و مردم امتيازى قائل نمىشدهاند و آنان را با ديگران همسان و برابر مىشمردهاند ؟ چگونه از آن سه نفر گذشته ، همهء مسلمانان را برابر مىپنداشتهاند ، در حالى كه در ميان ايشان ابوذر وجود داشته است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله او را از ديدهء هدايت و نيكوكارى و پرستش و زهد و راستى و كوشايى و اخلاق و هيأت و اندام شبيهترين فرد امتش به عيسى دانسته است ؟
و در ميانشان عمار ياسر وجود داشته كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله او را پوست ميان دو ديده و بينى خويش مىدانسته و پاكيزهاى پاكيزهگرا كه سراپا ايمان است و به گرد حق مىگردد هرجا كه بگردد . « 2 »
و عبد اللّه بن مسعود كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در ميزان الهى ، سنجش شخصيت و كردار گرانبارتر از كوه احد او را مىديده است و بزرگان اصحابش او را به لحاظ هدايت و رفتار و حركات ، شبيهترين فرد به محمد صلّى اللّه عليه و آله مىدانستهاند . « 3 »
و حذيفهء يمانى كه او را به خويش نزديك و مقرب ساخته و علم گذشته و آينده را به وى آموخته است . « 4 »
و سلمان فارسى كه دربارهاش مىفرمايد : هركه مىخواهد به كسى بنگرد كه دلش تابناك گردد ، به سلمان بنگرد و خداى عز و جل از يارانم چهار تن را دوست مىدارد و به من اطلاع داده كه دوستشان مىدارد و دستور داده دوستشان بدارم كه عبارتند از على ،
هامش
( 1 ) . ثمار القلوب ، ثعالبى 67 .
( 2 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 9 / 24 - 28 .
( 3 ) . همان : 9 / 7 - 11 .
( 4 ) . همان : 5 / 60 .