مراتب و منزلت اصحاب سخن بگويند و حرمت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را نگاه ندارند ؟ با چه جرأتى بر خلاف فرمايش خدا و پيامبرش ، مقام على عليه السّلام را پايينتر از ابو بكر و عمر و عثمان مىشمارند و عظمتش را در رديف عامهء مردم مىپندارند ! چطور نداى قرآن كريم را كه كتابى است با آيات روشن و به زبان عربى روان براى قومى كه بدانند « 1 » ، نشنيده و ناديده مىگيرند و آنهمه حديث را كه حاكى از برترى على عليه السّلام است ، دروغ مىانگارند و خدا و پيامبرش را تكذيب مىنمايند ؟ !
آن سخنان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را كه مىفرمايد : خدا على را برگزيده و برترى داده و او يكى از دو مايهء خيرست و او پس از وى بهترين انسان است و دوستداشتنىترين فرد براى خدا و وى ؛ و نسبت به وى همان منزلت را دارد كه وى با خدا ، و نسبت به وى حكم سر را با تن دارد ، با وى همان منزلت را كه هارون با موسى جز اينكه بعد از وى پيامبرى نخواهد بود ، و گوشت و خونش با وى يكى است ، و حق با اوست ، و فرمانبردارىاش فرمانبردارى اوست ، و سركشى در برابرش سركشى در برابر او ، و وى با هركه با او در صلح و آشتى باشد ، در صلح و آشتى است و با هركه با او در جنگ ، در ستيز « 2 » ، و او شيفته و دلباختهء ذات الهى است « 3 » ، و بسيارى احاديث نبوى ديگر كه با پندار پسر عمر منافات داشته ، در تضاد است .
اين احاديث و صدها نظيرش ، تكذيب و انكارى است كه توسط پيامبر اكرم در مورد آن حرف پندار گونه صورت گرفته است كه هرگاه ابو بكر و عمر و عثمان بروند ، مردم همسان و برابر خواهند بود .
آيا آيات مباهله و تطهير و ولايت و نظايرش كه در حق على بن ابى طالب عليه السّلام نازل گشته و به سيصد آيه مىرسد « 4 » ، با آن حرف ياوه كه پسر عمر زده ، متضاد و ناسازگار نيست ؟
هامش
( 1 ) . فصّلت 41 / 3 .
( 2 ) . همهء اين احاديث در جلدهاى پيشين گذشت .
( 3 ) . حلية الاولياء ، حافظ ابو نعيم اصفهانى : 1 / 230 .
( 4 ) . تاريخ بغداد : 6 / 221 ؛ السيرة الحلبية : 2 / 230 .