خواندم ، ديدم هروقت مىخواهد به سجده برود و هرگاه كه سر از ركوع برمىدارد ، تكبير مىگويد . پرسيدم : اى ابو نجيد ! چه كسى اولين بار تكبير گفتن را ترك كرد ؟ جواب داد : عثمان بن عفان ، رضى اللّه عنه ، چه وى آنگاه كه سالخورده گشت و صدايش ضعيف شد ، تركش كرد . « 1 »
2 - از ابو هريره روايت شده كه براى مردم پيشنمازى مىكرد و به هنگام ركوع و سجود و برخاستن از آن تكبير مىگفت و چون نمازش را به پايان مىبرد ، مىگفت نماز بيش از همهء شما به نماز رسول خدا شبيه است ، يا به عبارت بخارى : به همينگونه نماز مىخوانده تا درگذشته است . « 2 »
3 - عكرمه مىگويد : در مقام ابراهيم به مكه مردى را ديدم به نماز ايستاد و به هنگام رفتن به ركوع و سجود و برخاستن از آن تكبير مىگويد و چون مىايستد و مىنشيند . به ابن عباس ، رضى اللّه عنه ، اطلاع دادم ، پرخاش كرد كه مگر نماز پيامبر چنين نبود !
به عبارت ديگر ، عكرمه مىگويد : پشت سر پيرمردى در مكه نماز خواندم ، بيست و دو تكبير گفت . به ابن عباس گفتم : او آدم احمقى است . بشدت پرخاش كرد و گفت اين سنت ابو القاسم است . « 3 »
از اين روايت دانسته مىشود كه امويان ، و در رأسشان معاويه چنان اين سنت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را پايمال كرده و چندان بدعتشان را شايع نموده بودند كه مردم سنت را در اين مورد از ياد برده و پيرو آن را احمق انگاشتهاند يا كسى كه بدعتى را مرتكب گشته باشد اين پديده ، نتيجهء طبيعى تبهكارى و بدعتگزارى معاويه و حزب خيانتكار و گمراهش بوده است . مرگ و ننگ بر آن منحرفان و بدعتگزاران بيشرم !
هامش
( 1 ) . صحيح البخارى : 2 / 57 ؛ صحيح مسلم : 2 / 8 ؛ سنن ابى داود : 1 / 133 ؛ سنن نسائى : 2 / 204 ؛ مسند احمد : 4 / 428 ، 429 ، 431 ، 440 ، 444 ؛ البحر الزخار : 1 / 254 .
( 2 ) . ر ك : صحيح البخارى : 2 / 57 ، 58 ؛ صحيح مسلم : 2 / 7 ، از چندين طريق روايى و به چندين عبارت ؛ سنن نسائى 2 / 181 ، 235 ؛ سنن ابى داود : 1 / 133 ؛ سنن دارمى : 1 / 285 ؛ المدونة الكبرى : 1 / 73 ؛ نصب الراية : 1 / 372 ؛ البحر الزخار : 1 / 255 .
( 3 ) . صحيح البخارى : 2 / 57 ، 58 ؛ مسند احمد : 1 / 218 ؛ البحر الزخار : 1 / 255 .