تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
به ركوع و سجود و نه به هنگام برخاستن را ترك كردند ، و اين اولين سنتى نبود كه ترك مىكردند . شافعى اين روايت را از قول انس بن مالك ثبت كرده كه معاويه در مدينه نماز خواند و در نمازش با صداى بلند شروع كرد به خواندن بسم اللّه الرحمن الرحيم سورهء حمد ، ولى بسم اللّه الرحمن الرحيم سورهء بعدى را نخواند تا آن را به پايان برد و چون به ركوع و سجود رفت ، تكبير نگفت تا نمازش را تمام كرد . وقتى نمازش را سلام داد ، همهء مهاجرانى كه آن را شنيده بودند ، از هرسو بانگ برداشتند كه اى معاويه ! جزيى از نماز را دزديدى يا فراموش كردى ؟ در نتيجه از آن پس به هنگام اقامهء نماز ، بسم اللّه الرحمن الرحيم سورهء ام القرآن [ سوره حمد ] را مىخواند و چون به سجده مىرفت ، تكبير مىگفت . « 1 » وى نيز اين روايت را از طريق عبيد بن رفاعه ثبت كرده است : معاويه به مدينه آمد و پيشنمازى مردم را به عهده گرفت و بسم اللّه الرحمن الرحيم را نخواند و به هنگام رفتن به ركوع و سجود يا برآمدن از آن ، تكبير نگفت . در نتيجه ، وقتى نمازش را تمام كرد ، مهاجران و انصار بانگ برداشتند كه اى معاويه ! جزيى از نماز را دزديدى ؟ بسم اللّه الرحمن الرحيم كجا شد ؟ و تكبير به هنگام ركوع و سجود رفتن و برآمدن ؟ پس نماز ديگرى با ايشان خواند . همو مىافزايد : اين از جمله انتقاداتى بود و اعتراضاتى كه به او شد . « 2 » همچنين به گفتهء غزالى ، مؤلف كتاب الانتصار اين روايت را از طريق انس ثبت كرده است . « 3 » از اين روايات برمىآيد كه از هنگام نزول قرآن مجيد ، بسم اللّه الرحمن الرحيم جزيى از سوره شمرده مىشده است و امت آن را چنين دانسته و به عنوان جزيى از سوره مىخوانده‌اند و بدان آگاهى و توجه داشته‌اند و به همين سبب ، مهاجران و انصار تا
هامش
( 1 ) . كتاب الام : 1 / 93 . ( 2 ) . همان : 1 / 94 . ( 3 ) . البحر الزخار : 1 / 249 .