كرده گفت : عمار درست مىگويد ، اگر با على بيعت كنى ، همگى اطاعت خواهيم كرد . « 1 »
على هم به عبد الرحمن گفت : اين اولين روزى نيست كه عليه ما همدست و همداستان مىشويد . بنابراين ، با بد نيك شكيبايى ورزيد و از خدا عليه اظهاراتتان مدد جست . به خدا ، فقط به اين منظور عثمان را به حكومت گماشتى كه آن را به تو بازگرداند ، و خدا هرروز تقديرى دارد و حالى نو پديد مىآورد . « 2 »
چرا سعد بن ابى وقاص به عبد الرحمن بن عوف گفت : اگر حكومت براى تو مىبود و عثمان از بيعت با تو سرباز زده بود و مرا مىخواندى ، با تو همراهى و موافقت مىنمودم ، ولى اگر حكومت را براى عثمان مىخواهى ، بايد بدانى كه على براى حكومت شايستهتر است و براى من خوشايندتر از عثمان ؛ براى خودت بيعت بگير و ما را راحت كن و سر بلند گردان . « 3 »
چرا زبير مىگفت : اگر عمر بميرد ، با طلحه بيعت خواهم كرد . به خدا ، بيعت ابو بكر يك پيشامد ناگهانى و بىانديشه بيش نبود كه به انجام رسيد . « 4 »
چرا زبير در جواب عمر كه آيا همهتان طمع به جانشينى من بستهايد ؟ معترضانه گفت : چه مانعى دارد و چه چيز ما را از تصدى آن باز مىدارد ؟ تو عهدهدار حكومت شدى و به انجامش پرداختى ، در حالى كه ما در قريش كمتر و پايينتر از تو نيستيم ، نه به لحاظ سابقهء مسلمانى و نه از لحاظ خويشاوندى با پيامبر . « 5 »
چگونه با نطق معروف شقشقيهء على عليه السّلام سازگارى مىنمايد كه هان ! به خدا قسم ، ابو بكر پسر ابو قحافه در حالى كه جامهء خلافت بر تن پوشيد كه به خوبى مىدانست مقام و منزلت من نسبت به خلافت به سان مقام و نقشى است كه محور آسيا نسبت به آن دارد ،
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى : 5 / 37 : الكامل ، ابن اثير : 3 / 28 .
( 2 ) . تاريخ طبرى : 5 / 37 .
( 3 ) . انساب الاشراف : 5 / 20 ؛ تاريخ طبرى : 5 / 36 ؛ تاريخ الكامل ، ابن اثير : 3 / 29 ؛ فتح البارى :
13 / 168 .
( 4 ) . اصل روايت در صحيح بخارى است . ر ك : شرح بهجة المحافل : 1 / 58 .
( 5 ) . شرح ابن ابى الحديد : 1 / 62 .