نموده است و نقل روايتهايش به هيچ وجه جايز نيست . خليلى مىگويد : دروغسازى است كه زبان پيشوايان و استادان علم حديث ، حديثهاى جعلى مىساخته و براى ابن كرام حديثهاى ساختگى وضع مىكرده است و ابن كرام كه غافل و ناآگاه بوده ، حديثهاى او را مىشنيده و مىآموخته است . ابو سعيد نقاش مىگويد : كسى را نمىشناسم كه بيش از او جعل حديث كرده باشد ، و ديگر سخنان و نظريات امثال اينها كه دربارهء او هست . « 1 »
2 - 26 - مأمون بن احمد سلمى هروى :
جويبارى از او روايت كرده است . ابن حبان دربارهء او مىگويد : دجال است . همو مىگويد : از او پرسيدم چه وقت وارد شام شدى ؟ گفت : سال دويست و پنجاه . به او گفتم :
اين هشامى كه تو از او روايت مىكنى ، در سال دويست و چهل و پنج مرده است . گفت :
اين هشام بن عمار ديگرى است . آنگاه ابن حبان روايتى را كه او از زبان راوى موثقى جعل كرده ، ذكر مىكند و مىگويد : اين را ذكر كردم تا دروغگويى وى معلوم شود ، زيرا جوانانى در خراسان از وى حديث آموخته و نوشتهاند . ابو نعيم مىگويد : پليدى روايت ساز است كه از زبان راويان ثقه و مورد اعتمادى چون هشام و دحيم چيزهاى جعلى نقل مىكند و كسى چون او سزاوار اين است كه خدا و پيامبرش و مسلمانان لعنتش كنند .
حاكم در مقدمهء كتابش پس از ذكر روايتى از وى مىگويد : چنين احاديثى را هركه خدا ذرهاى فهم به او داده باشد ، مىفهمد كه جعلى است و از زبان پيامبر ساختهاند . ذهبى مىگويد : جنايتها كرده و رسوايىها به بار آورده است . « 2 »
3 - 26 - احمد بن سعد عبادى :
نه او را مىشناسم و نه در كتابها و فرهنگ رجال حديث ذكرى از او مىيابم .
4 - 26 - عبد الاعلى بن مسافر « 3 » زهرى ، ابو مسعود جرّار كوفى مقيم مدائن .
ابن معين مىگويد : رواياتش بىارزش است . ابراهيم بر گفتهء وى مىافزايد كه
هامش
( 1 ) . ميزان الاعتدال : 1 / 50 ؛ لسان الميزان : 1 / 193 ؛ اللئالى المصنوعة : 1 / 21 ؛ الغدير ( متن عربى / چ 2 ) :
5 / 214 .
( 2 ) . ميزان الاعتدال : 3 / 4 ؛ لسان الميزان : 5 / 7 .
( 3 ) . صحيح آن ابن ابى المساور است .