رسول خدا فرستادند تا بپرسيم كه زكات و مالياتهاى خويش را پس از وفات حضرتش به چه كسى بپردازند . على بن ابى طالب مرا ديد و پرسيد ، گفتم : قبيلهام بنى مصطلق مرا فرستاده به خدمت رسول خدا تا بپرسم زكات و مالياتهايشان را پس از وى به چه كسى بپردازند . على گفت : وقتى پرسيدى جوابش را به اطلاعم برسان . من به حضور رسول خدا رسيدم و به عرض رساندم كه قبيلهام مرا فرستاده تا بپرسم زكات و مالياتهايشان را پس از شما به چه كسى بپردازند ؟ پيامبر خدا فرمود : به ابو بكر بپردازند . آن مصطلقى نزد على بازگشته به اطلاعتش رسانيد . على به وى گفت : برگرد و بپرس اگر ابو بكر مرد ، به چه كسى بپردازند ؟ رفت و پرسيد ، فرمود : به عمر بپردازند . نزد على رفته به او اطلاع داد ، على گفت : برگرد و بپرس : اگر عمر مرد ، به چه كسى بپردازند ؟ رفت و پرسيد ، فرمود : به عثمان بپردازند . برگشت و به على خبر داد ، على گفت : برگرد و بپرس پس از عثمان به چه كسى بپردازند ؟ آن مرد به على گفت : ديگر خجالت مىكشم برگردم و بپرسم .
اكنون بياييد پارهاى از آنچه كه دربارهء رجال سند اين روايت آمده است ، از نظر بگذرانيم ، روايتى كه بعضى از سران آن جماعت آن را پايهء اعتقاد خويش در باب خلافت اسلامى قرار دادهاند .
1 - 26 - ابو على هروى كه همان احمد بن عبد اللّه جويبارى « 1 » است :
ابن عدى مىگويد : براى ابن كرام به دلخواهش حديث جعل مىكرد و ابن كرام در رسالههاى حديثى خويش آنها را به نقل از وى ثبت مىنمود . ابن حبان مىگويد : دجالى است از دجالان ، چه هزاران حديث از زبان پيشوايان و استادان علم حديث نقل كرده كه هيچيك را بر زبان نياوردهاند . نسائى مىگويد : دروغساز است . ذهبى مىگويد : از كسانى است كه در دروغگويى ضرب المثلند . بيهقى مىگويد : من خوب مىشناسمش و مىدانم كه احاديثى از زبان رسول خدا جعل كرده كه به بيش از هزار حديث مىرسد . از حاكم شنيدم كه مىگفت : او دروغسازى پليد است و بسيار حديث در فضايل اعمال جعل
هامش
( 1 ) . جويبار از دهات و مناطق هرات است .