چنان كه در ميزان الاعتدال آمده ، چنين است : از سعيد ، از اسماعيل بن اميه ، از نافع ، از پسر عمر . بخارى در تاريخش مىگويد : روايت سعيد بن مسلمه از اسماعيل بن اميه ، قابل تأمل است . وى از جعفر بن محمد ، از پدرش ، از جدش روايات نامعلوم و نادرستى نقل مىكند . همچنين مىگويد : او زشت روايت است ، و ديگر بار مىگويد : سست روايت است . يحيى بن معين مىگويد : بىارزش است . ابو حاتم مىگويد : سست روايت و زشت روايت است . دار قطنى مىگويد : او سست روايتى است قابل توجه . ابن حبان مىگويد :
خطاهاى فاحش از او سر مىزند و جدا زشت روايت است . « 1 »
اين را دارقطنى از طريق حارث بن عبد اللّه مدينى ، غلام بنى سليم ، از اسحاق بن محمد فروى اموى ، غلام عثمان ، از مالك ، از نافع ، از پسر عمر ثبت كرده است ، آنگاه مىگويد :
اين روايت ، صحيح نيست و اين حارث سست روايت است . بر گفتهاش مىافزاييم كه اسحاق اموى - از رجال سند اين روايت - را ابو داود بشدت واهى و سست خوانده و گفته است : هرگاه آن روايت را از مالك يحيى بن سعيد هم نقل كرده بود ، قابل پذيرش نبود . نسائى مىگويد : متروك است و ثقه و مورد اعتماد نيست . دار قطنى مىگويد :
ضعيف است و بخارى از او روايت كرده و به همين جهت ، وى را سرزنش كردهاند .
دار قطنى نيز مىگويد : نمىتوان او را رها كرد و ساجى مىگويد : در او نرمى و سستى هست . از مالك احاديثى نقل كرده كه هيچ كس جز او نقل ننموده است . عقيلى مىگويد :
از مالك احاديث بسيارى نقل كرده كه قابل پيروى نيست . حاكم مىگويد : بر محمد ، يعنى بخارى عيب گرفتهاند كه چرا روايات او را ثبت كرده است و به او نيز طعنه زدهاند . « 2 »
15 - ابن عساكر روايتى ثبت كرده است از طريق عثمان بن بلال بن ابى درداء عزيز « 3 » بن زيد انصارى از پدرش كه پيامبر را در حالى ديد كه ابو بكر در طرف راستش بود و عمر در
هامش
( 1 ) . تاريخ ابن عساكر : 6 / 174 ؛ ميزان الاعتدال : 1 / 391 ؛ تهذيب التهذيب : 4 / 83 .
( 2 ) . ميزان الاعتدال : 1 / 93 ؛ تهذيب التهذيب : 1 / 248 ؛ لسان الميزان : 2 / 154 .
( 3 ) . در نسخه چنين آمده است و درست و آنگونه كه مورد اتفاق است ، عويمر است و او همان ابو درداء معروف است .