تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
السكاكي ، و استعلام حال اللفظ ، و أنه حقيقة أو مجاز في هذا المعنى بهما ، ليس على وجه دائر ، لما عرفت في التبادر من التغاير بين الموقوف و الموقوف عليه ، بالإجمال و التفصيل أو الإضافة الى المستعلم و العالم ، فتأمّل جيدا . ثم إنه قد ذكر الاطراد و عدمه علامة للحقيقة و المجاز أيضا ، و لعله بملاحظة نوع العلائق المذكورة في المجازات ، حيث لا يطرد صحة استعمال اللفظ معها ، و إلّا فبملاحظة
شرح
در اين معنا حقيقت است يا مجاز ، بواسطه صحت سلب و عدم صحّت سلب ، اين چنين نيست كه مستلزم دور باشد . [ پيش آمدن دور ممكن است به اين صورت باشد كه : صحت حمل موقوف بر علم به وضع است و علم به وضع نيز موقوف بر صحت حمل است ، زيرا با صحت حمل مىخواهيم معناى حقيقى را بشناسيم و به وضع علم يابيم ] ، چرا كه در بحث تبادر معلوم شد كه موقوف و موقوف عليه 1 . يا به اجمال و تفصيل غير هم هستند [ آن علم به وضعى كه صحت حمل موقوف بر آن است علم تفصيلى به معنا است ولى علم به وضعى كه صحت حمل موقوف بر آن است ، علم اجمالى ارتكازى است ، پس دور وجود ندارد ] ، 2 . و يا توسط اضافى يكى با مستعلم و نسبت ديگرى به عالم غير هم مىباشند [ - علم مستعلم ( كسى كه مىخواهد به معناى لفظ علم يابد ) به موضوع له ، موقوف بر عدم صحت سلب لفظ از معنا نزد اهل محاوره است ولى عدم صحت سلب لفظ از معنا نزد ايشان موقوف بر علم مستعلم به موضوع له نيست ] به نيكى بينديشيد .

3 . اطراد

برخى بيان داشته‌اند كه اطراد [ - فراگيرى و رواج ] ، علامت حقيقت ، و عدم اطراد ، نيز علامت مجاز است ، و شايد ذكر عدم اطراد به لحاظ نوع علائقى است كه در مجازات بيان شده است [ يعنى به لحاظ نوع علائق در مجازات اطرادى نيست ] ، چرا كه صحت استعمال لفظ با اين علائق ، در همهء موارد ، مطرد نيست [ مثلا واژهء « اسد » بر رجل شجاع به علاقهء مشابهت اطلاق مىگردد ، ولى چنين نيست كه