تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
الغير واجبا إذا كان مقدمة لإنقاذ غريق أو إطفاء حريق واجب فعليّ لا حراما ، و إن لم يلتفت إلى التوقف و المقدمية ، غاية الأمر يكون حينئذ متجرّئا فيه ، كما أنه مع الالتفات يتجرّأ بالنسبة إلى ذي المقدمة ، فيما لم يقصد التوصل إليه أصلا . و أما إذا قصده ، و لكنه لم يأت بها بهذا الداعي ، بل بداع آخر أكّده به قصد التوصل ، فلا يكون متجرّئا أصلا .
شرح
عروض صفت توقف واجب فعلى منجزّ ، [ مانند : نجات انسان غرق‌شده يا آتش گرفته ] ، بر آن نباشد . بنابراين ، داخل شدن در ملك ديگرى [ كه بدون اذن مالكش حرام و غصب شمرده مىشود ] ، اگر مقدمهء نجات غريق يا خاموش كردن آتش باشد - كه هركدام [ از اين دو ] واجب فعلى [ منجز ] هستند - واجب خواهد بود ، نه حرام . هرچند شخص به توقف و مقدمه بودن آن توجّهى نكند . [ يعنى اصلا خبر از غريق و آتش ندارد تا به قصد مقدمه بودن و توقف نجات آن انسان غرق‌شده بر ورود در ملك ديگران ، وارد منزل او شده باشد ، بلكه عدوانا وارد منزل ديگرى شده ولى فى الواقع اين ورود مقدمى واجب بوده است ] . نهايت امر آنكه وى را در اين صورت [ كه بدون نيت نجات غرق و حريق وارد منزل ديگرى شده ] متجرّى خوانند چنان كه با التفات به مقدمه بودن ، در جايى كه قصد توصّل به واجب را نداشته باشد [ - مىداند كه مقدمهء نجات غريق ، ورود در منزل ديگرى است ولى به قصد توصل وارد نمىشود ، بلكه به قصد تماشاى منزل ديگرى وارد خانه مىشود در اين صورت نيز ] وى را نسبت به ذى المقدمه [ ورود به منزل ديگرى ] متجرّى خوانند . اما اگر قصد توصل داشت ، ولى مقدمه را به اين انگيزه انجام ندهد ، بلكه به انگيزهء ديگرى باشد ، كه با نيت توصل آن را تأكيد كرده باشد [ يعنى با هردو نيت تماشا و نجات غريق وارد منزل ديگرى شود ] هيچ‌گاه [ - نه نسبت به مقدمه و نه ذى المقدمه ] ، متجرّى محسوب نمىشود .
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 325 | الآخوند الخراساني / محمدمسعود عباسى