كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 324
تخصيص الوجوب بخصوص ما قصد به التوصل من المقدمة بلا مخصص ، فافهم . نعم انما اعتبر ذلك في الامتثال ، لما عرفت من انه لا يكاد يكون الآتي بها بدونه ممتثلا لأمرها ، و آخذا في امتثال الأمر بذيها ، فيثاب به ثواب أشقّ الاعمال ، فيقع الفعل المقدمي على صفة الوجوب ، و لو لم يقصد به التوصل ، كسائر الواجبات التوصلية ، لا على حكمه السابق الثابت له ، لو لا عروض صفة توقف الواجب الفعلي المنجز عليه ، فيقع الدخول في ملك المقدمه بشود ، بدون مخصّص [ و بدون مجوّز ] مىباشد ، فافهم . دخالت قصد توصل در تحقق امتثال آرى ، قصد توصّل به ذى المقدمه در امتثال [ و ثواب بردن ] ، معتبر است ؛ زيرا دانستيد كه انجامدهندهء مقدمه ، اگر آن را بدون قصد يادشده [ - بدون نيت قربة إلى الله ] انجام دهد ، نسبت به امرى كه به آن مقدمه تعلّق گرفته ، امتثالكننده خوانده نمىشود [ و نمىگويند : اطاعت و امتثال كرد ] ، و در مورد امر متعلّق به ذى المقدمه نيز آخذ در امتثال شمرده نمىشود [ پس ، از نظر شرع ، نه امر مقدمه را امتثال كرده و نه امر ذى المقدمه را ، چرا كه قصد قربت نكرده است ، و بدون قصد قربت - هر چند امر را انجام دهد - مطيع و امتثالكننده شمرده نمىشود ] تا بدينوسيله به ثواب أشقّ الأعمال دست يابد ، [ زيرا زمانى عرفا اشقّ بودن صدق مىكند كه از آغاز انجام مقدمات ، به نيت توصل به ذى المقدمه باشد ] . در نتيجه : فعل مقدّمى بر صفت وجوب واقع مىشود ، هرچند مكلّف آن را به قصد توصّل به ذى المقدمه انجام ندهد ، [ مثل آنجا كه زاد و راحله تهيه كرد ، ولى نه به قصد حج - خواه به قصد غير حج ، مانند : زيارت امام عليه السلام و خواه بدون هيچ قصدى - انجام اين مقدمات ، صفت وجوب پيدا مىكنند ، هرچند طاعت و عبادت شمرده نمىشوند ] ، همانند ساير واجبات توصّلى [ كه وجوب آنها موقوف بر قصد نيست ] و اينچنين نيست كه [ فعل مقدمى در صورت عدم قصد توصل ] بر حكم پيشين [ - حرمت ، يا كراهت ، يا اباحه ، يا استحباب ] كه براى آن ثابت بود باقى باشد . البته ، اگر