تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 30

مساهمون:

ص٣٠
فى العروض - هو نفس موضوعات مسائله [ 2 ] عينا ، و ما يتّحد معها خارجا ، و إن كان يغايرها مفهوما ، تغاير الكلّى و مصاديقه ، و الطبيعى و أفراده ، و المسائل عبارة عن جملة من قضايا متشتّتة ، جمعها اشتراكها فى الداخل فى الغرض الذى لأجله دوّن هذا العلم ، فلذا قد يتداخل بعض العلوم فى بعض المسائل ، مما كان له دخل فى مهمين ، لأجل كل منهما دوّن علم على حدة ، فيصير من مسائل العلمين .
شرح
يعنى عوارضى كه در عارض شدن [ - حمل شدن ] ، بدون واسطه هستند ، بحث مىشود [ 1 ] - عينا همان موضوعات مسائل « 1 » آن علم است [ 2 ] ، و چيزى است كه در [ عالم ] خارج با موضوعات مسائل [ آن علم ] يكى است ، هرچند از نظر مفهوم با آنها مغاير باشد . [ به‌گونهء ] تغاير كلّى با مصاديقش ، و طبيعى با افرادش ، [ مثلا مفهوم انسان ( حيوان ناطق ) با مفهوم زيد ( هيكل و جسم زيد ) غير از هم هستند ، ولى در عالم خارج اين دو باهم اتحاد دارند و مىگوييم : زيد انسان ] . مسائل [ هرعلم ] ، عبارت از مجموعه قضاياى گوناگونى است كه قدر جامع آنها ، اشتراكشان در دخيل بودن در غرضى است كه بخاطر آن غرض ، آن علم تدوين يافته است . « 2 » از اين‌رو گاهى برخى از علوم در برخى از مسائل ، باهم تداخل مىكنند [ اين مسائل مشترك عبارت است ] از مسائلى كه در تحقّق يافتن دو مهم [ و دو هدف ] دخالت دارند ، كه بخاطر هركدام از آن دو ، علمى جداگانه تدوين يافته است ، و در نتيجه از مسائل دو علم گرديده‌اند [ مثلا در علم لغت ، از معناى لغوى « حجيت خبر واحد » سخن به ميان مىآيد و در علم اصول از مقدار حجيت خبر واحد بحث مىشود ] .
هامش
( 1 ) . مثلا در « الفاعل مرفوع » خود اين قضيه از مسائل علم نحو است و « الفاعل » موضوع مسائل ( يكى از مسائل ) علم نحو است ( مترجم ) . ( 2 ) . قضايا و مسائل علم اصول مانند : « امر ظاهر در وجوب است » ، « نهى ظاهر در حرمت است » ، « خبر واحد حجت است » و . . . آنچه موجب گردآمدن اين قضاياى گوناگون در كنار هم و در يك علم - علم اصول - شده ، هدف از علم اصول بوده است ( مترجم ) .
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 30 | الآخوند الخراساني / محمدمسعود عباسى