تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
و منها الشيء ، كما تقول : رأيت اليوم أمرا عجيبا . و منها الحادثة . و منها الغرض ، كما تقول : جاء زيد لأمر كذا . و لا يخفى أن عدّ بعضها من معانيه من اشتباه المصداق بالمفهوم ؛ ضرورة أن الأمر في ( جاء زيد لأمر ) ما إستعمل في معنى الغرض ، بل اللام قد دل على الغرض ، نعم يكون مدخوله مصداقه ، فافهم ، و هكذا الحال في قوله تعالى
« فَلَمَّا جاءَ أَمْرُنا » *
يكون مصداقا
شرح
عملكرد ] فرعون صواب نبود » . از جمله : فعل شگفت‌آور ، چنان كه در فرمايش خداوند متعال است : « پس چون امر [ - كار شگفت‌انگيز ] ما آمد » . از جمله : شىء ، چنان كه مىگوييد : « امروز امرى [ - چيزى ] شگفت ديدم » . از جمله : حادثه [ - روى داد ] از جمله : غرض [ - هدف ، انگيزه ، قصد ] ، چنان كه مىگوييد : « زيد براى فلان غرض آمد » . ناگفته نماند به شمار آوردن برخى از اين موارد را از معانى « امر » ، از باب اشتباه مصداق به مفهوم است [ و لفظ امر ، در معنا و مفهوم آن امور استعمال نشده است ، بلكه در برخى از مصاديق معانى يادشده استعمال شده است ] ، زيرا بديهى است كه واژهء « امر » در « جاء زيد لأمر » ، در معناى « غرض » [ به حمل اولى ] به كار نرفته ، بلكه « لام » [ كه بر سر أمر آمده ] ، بر غرض دلالت دارد . آرى ، مىتوان گفت مدخول « لام » ، مصداق غرض است [ نه مفهوم آن ، پس ، مصداق غرض به مفهوم غرض مشتبه شده است ] ، فافهم . حال اين‌چنين است در فرمايش خداوند متعال : « پس ، چون امر [ - كار شگفت‌انگيز ] ما آمد » ، كه « امرنا » مصداق تعجب است ، نه آنكه [ چنان كه ظاهر آن به شبهه مىاندازد ] در مفهوم و معنى تعجّب به كار رفته باشد ، و همچنين است در حادثه و شأن [ كه واژهء « امر » در معنا و مفهوم حادثه يا شأن به كار نرفته ، بلكه در