تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
نعم لا يبعد أن يكون لكل من الماضى و المضارع - بحسب المعنى - خصوصية أخرى موجبة للدلالة على وقوع النسبة ، في الزمان الماضي في الماضي ، و في الحال أو الاستقبال في المضارع ، فيما كان الفاعل من الزمانيات ، و يؤيده أن المضارع يكون مشتركا معنويا بين الحال و الاستقبال ، و لا معنى له إلا أن يكون له خصوص معنى صح انطباقه على كل منهما ،
شرح

دلالت ماضى و مضارع بر زمان ، التزامى است

آرى ، بعيد نيست كه براى هريك از فعل ماضى و مضارع - از نظر معنا - ويژگى ديگرى باشد ، كه آن ويژگى موجب دلالت بر وقوع نسبت ماضى در زمان گذشته و بر وقوع نسبت مضارع در زمان حال يا آينده در فعل مضارع باشد ، [ و آن ويژگى در ماضى ، تحقق نسبت و وقوع آن در خارج است كه عقلا مستلزم زمان گذشته است و گرنه تحقق و وقوع ، بىمعنا است و در فعل مضارع عبارتست از : انتظار كشيدن ، كه عقلا مستلزم زمان آينده است ، زيرا انتظار نسبت به كارى كه انجام شده بىمعنا است ] . البته در موردى كه فاعل از زمانيات باشد [ يعنى فعل ماضى و مضارع به زمانيات اسناد داده شوند ] مؤيّد اين ادّعا [ - زمان در معناى موضوع له فعل داخل نيست ] . آن است كه [ نحويون خود گفته‌اند : ] « فعل مضارع ، مشترك معنوى ، ميان زمان حال و استقبال است . » [ يعنى براى قدر جامع و يك معناى كلى اى وضع شده كه بر هريك از دو زمان قابل انطباق است ] و براى اين اشتراك ، معنايى جز اين نيست كه براى مضارع خصوصيت معنوى باشد ، كه [ به لحاظ آن ] ، انطباق معنا بر هريك از دو زمان ، صحيح باشد ؛ منتهى مضارع بر معنا و مفهوم زمان دلالت دارد به‌گونه‌اى كه شامل هردو زمان مىباشد [ اگر زمان در معنى فعل داخل باشد ، بايد مشخص شود كه آيا زمان غير ماضى داخل است ، اگر اين‌چنين باشد ، مسلما قدر جامع ميان حال و استقبال است و اين يعنى مفهوم زمان داخل فعل است ، در حالىكه اجماع نحويون بر آن است كه مصداق زمان داخل در معناى فعل است ، نه مفهوم آن ، زيرا نسبت حدث به فاعل معين در زمان خاص انجام مىگيرد
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 124 | الآخوند الخراساني / محمدمسعود عباسى