تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
المضارع ماضيا كذلك ، و إنما يكون ماضيا أو مستقبلا في فعلهما بالإضافة ، كما يظهر من مثل قوله : يجيئني زيد بعد عام ، و قد ضرب قبله بأيّام ، و قوله : جاء زيد في شهر كذا ، و هو يضرب في ذلك الوقت ، أو فيما بعده مما مضى ، فتأمل جيّدا . ثم لا باس به صرف عنان الكلام إلى بيان ما به يمتاز الحرف عما عداه ، بما يناسب المقام ؛ لأجل الاطراد في الاستطراد في تمام الأقسام .
شرح
باشد [ كه به آن مضارع اضافى گويند چنان كه در مثال دوم ذيلا مىآيد ] ، منتهى به لحاظ امر ديگرى زمان مستقبل در فعل ماضى را ماضى ، و زمان ماضى در فعل مضارع را مستقبل ، فرض كرده‌اند . بدين‌گونه كه از اين مثال روشن مىگردد : « يجيئنى زيد بعد عام و قد ضرب قبله بأيّام ؛ زيد پس از يك سال نزد من خواهد آمد ، در حالىكه چند روز پيش از آن خواهد زد » [ در اين مثال هنوز نه آمدنى است و نه زدنى ، بلكه پس از يك سال تحقق خواهد يافت ، ولى از آنجا كه زدن ، پيش از آمدن محقق خواهد شد ، لذا با ضرب تعبير مىشود . پس ماضى و گذشته بودن ضرب نسبت به آمدن است نه نسبت به حال نطق ] و « جاء زيد فى شهر كذا و هو يضرب فى ذلك الوقت أو فيما بعده فيما مضى ؛ زيد در فلان ماه آمد ، در حالىكه در همان زمان ( در حال ) يا زمان پس از آن ( در استقبال ) در گذشته زده بود » [ در اين مثال زدن ، پيش از اخبار به اين مثال واقع شده ، ولى از آنجا كه در مقايسه با آمدن زيد در اول ماه گذشته ، پس از آن است لذا با فعل مستقبل بيان شده است ] به نيكى دقّت كنيد . حال ، بد نيست عنان كلام را منصرف كرده و به مناسبت بحث ، به آنچه موجب امتياز و افتراق حرف از غيرش [ - اسم و فعل ] مىشود بپردازيم ، بخاطر توسعه در بحث استطرادى [ - مناسبتى - بحث تفاوت معناى فعل و اسم ، بحث اصولى نبود بلكه به مناسبت مطرح شد - ] تا تمام اقسام كلمه مورد بحث قرار گرفته باشد .