بنابر آنچه گذشت ، محقق هيچ ارزشى براى روايت عثمان قائل نخواهد گشت ، گرچه آن را بخارى در صحيح خويش ثبت كرده باشد . « 1 » چه بسيار حديثهاى سقيم كه در اين صحيح ثبت گشته ، و بايستى همه را به دور افكند ، چنان كه اين معنا از كتاب ابو هريره - اثر ارزندهء آيت اللّه سيد شرف الدين ، و ديگر تأليفات ايشان برمىآيد كه از آن بتفصيل سخن خواهيم گفت .
27 - اسد بن موسى در فضايل اصحاب پيامبر روايتى از قول قتادهء بصرى ثبت كرده است كه مىگويد : عثمان يكهزار شتر و هفتاد اسب براى حمل نفرات سپاه تنگدستى كمك كرد .
اين را ابن حجر ثبت كرده و مىگويد : مرسل است . « 2 » ضمنا اسمى از رجال سند آنكه ميان اسد بن موسى و قتاده و نيز از قتاده تا انتهاى سند قرار دارند ، نمىبرد . بدينترتيب ، روايت از دو طرف مرسل است . شايد در دو طرف سند آن راويانى قرار داشتهاند جاعل و رسوا كه اسد بنى مروان با دامن امانتش رسوايىشان را پوشانده و نخواسته با ذكرشان خدشهاى به ارزش حديث وارد سازد . اسد بن موسى نوادهء وليد بن عبد الملك بن مروان اموى است . نسائى با وجود اينكه او را ثقه و مورد اعتماد مىداند ، مىگويد : اگر در حديث تأليف نكرده بود ، برايش بهتر بود . ابن يونس مىگويد : روايات نادرست و نامعلوم نقل كرده است و فكر مىكنم عيبناكى رواياتش از خود او نيست . ابن حزم مىگويد : ضعيف و زشت روايت است . عبد الحق مىگويد : بهنظر حديثشناسان رواياتش قابلاعتماد نيست . « 3 »
28 - ابو يعلى روايتى از طريق ديگر ثبت كرده به اين مضمون كه عثمان هفتصد اوقيهء طلا براى كمك آورد .
ابن حجر اين روايت را آورده مىگويد : سست است . « 4 » كاش آن را با سند و ذكر رجال
هامش
( 1 ) . صحيح البخارى : 4 / 236 .
( 2 ) . فتح البارى : 5 / 315 .
( 3 ) . ميزان الاعتدال : 1 / 97 ؛ تهذيب التهذيب : 1 / 260 .
( 4 ) . فتح البارى : 5 / 315 .