گشت و دارودستهاش او را از پاى درآورده ، يا دو روز پس از بيعت در نطقى گفت : هان ! هرقطعه زمينى كه عثمان به تيول كسى داده و به انحصارش درآورده و هرمالى كه از اموال خدا به كسى بخشيده است ، بايد به خزانهء عمومى بازگردانده شود ، زيرا حق پيشين را هيچ چيز باطل نمىگرداند ، حتى اگر ببينم با آن ازدواجى صورت گرفته يا در شهرستانها پراكنده گشته به جاى اصلىاش بازمىگردانم .
به عثمان مىگفت : مروان از تو و تو از او فقط به اين طريق راضى مىشويد كه او عقل و دينت را بربايد . تو شتر باركشى را مىمانى كه او را به هرجا بكشند ، كشيده مىشود .
به مصريان مىنويسد : به مردمى كه به خاطر خدا به خشم آمدند آن هنگام كه در كشور و سرزمين خدا سر از فرمان و قانونش پيچيده شد و حق و قانونش پايمال گشت ، و انحراف از اسلام بر همه جا و همهكس سياهى گسترد : بر نيكوكار و بر بدكار ، بر مقيم و بر مسافر ، بهطورى كه نه معروف و پسنديدهاى بود كه به سايهاش پناه جويند و نه باطل و ناپسندى كه از آن نهى گردند ، و در آن به دورهء حكومت عثمان اشاره دارد .
دربارهء كشته شدنش مىگويد : نه مايل به كشته شدنش بودم و نه از آن بدم مىآمد ، نه دستورش را دادم و نه از آن منع نمودم ، نه از آن خوشحال شدم و نه ناراحت .
در نطقى مىگويد : هر كه عثمان را يارى كرده ، نمىتواند بگويد : كسانى كه او را يارى نكردند ، من بر آنان برترى دارم و هركه او را يارى نكرده و خوار گذاشته ، نمىتواند بگويد : كسانى كه او را يارى كردند ، از من بهترند و بر من برترى دارند .
از فراز منبر پيروانش را براى بسيج و رفتن به جنگ خونخواهان عثمان اينطور تهييج مىكند : اى مهاجرزادگان ! آمادهء نبرد با كسانى شويد كه در راه خونخواهى كسى كه از گناه و خطا گرانبار بود ، مىجنگند .
در جواب حبيب و شرحبيل كه مىپرسند : آيا شهادت مىدهى كه عثمان به ناحق و مظلومانه كشته شده است ؟ مىفرمايد : چنين چيزى نمىگويم . « 1 »
خيلى شگفتآور است كه به گويندهء اين سخنان تهمت بزنند كه فرموده : وقتى به من
هامش
( 1 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 7 / 81 و 8 / 287 و 9 / 69 ، 70 ، 72 ، 74 ، 172 ، 174 .