از زبان پيامبر خدا و علما دروغ مىساخت . دارقطنى مىگويد : كديمى متهم به جعل حديث است . همو مىگويد : هيچكس از او تعريف نمىكند مگر كسى كه او را نشناسد .
ابن حبّان مىگويد : حديث جعل مىكرد . شايد بيش از هزار حديث از زبان اشخاص مورد اعتماد جعل كرده باشد . ابن عدى مىگويد : متهم به جعل حديث است و ادعاى شنيدن روايت از كسانى كرده كه آنها را نديده است . عموم اساتيد حديث ما از رواياتش خوددارى كردهاند ، و هركه از او روايتى نقل كرده آن را به جدش نسبت داده است تا معلوم نباشد كه از كيست . « 1 » ابن عدى هم مىگويد : كديمى از ابو هريره ، از ابن عون ، از نافع ، از ابن عمر حديثى بىاساس و باطل نقل كرده است و با اينكه حديث جعل مىكرده و ادعاى شنيدن احاديثى را كه نشنيده بوده داشته است ، براى خود شيوخ و اساتيد حديثى ساخته است . ابن صاعد و عبد اللّه بن محمد از نقل روايت از هرسست روايتى خوددارى نمىكنند جز از كديمى ، زيرا از بس روايات نادرست و مجهول داشته ، ايشان از او هيچ نقل ننمودهاند . هرگاه بخواهيم رواياتى از او را كه ديگران رد و تقبيح كردهاند يا ادعاهاى روايى بىاساس و جعليات او را به شرح آورم ، سخن به درازا خواهد كشيد . حاكم ابو احمد مىگويد : كديمى رواياتش بر بادست . ابن صاعد و ابن عقده او را ترك كردهاند . خزيمه از او حديث شنيده ، اما هيچ از او روايت نكرده است . بههرحال ، بسيارى از اساتيد حديث و پيشوايان اين فن از او به بدى ياد كردهاند . « 2 »
سيوطى در اللئالى المصنوعة چند حديث از طريق كديمى در موضوعات مختلف آورده ، سپس نظر حديثدانان را دربارهء آنها نوشته داير بر اينكه جعلى است و آفت آنها وجود كديمى است كه دروغساز و جعل كنندهء روايت است . او آنچه را در اينجا نوشته ، پندارى به هنگام نگارش تاريخ الخلفاء از ياد برده است ، چه همين روايت دروغين تاريخى را دربارهء عثمان بدون ذكر سند ثبت كرده مىگويد : حاكم نيشابورى آن را ثبت
هامش
( 1 ) . چنان كه حاكم نيشابورى براى اينكه وى شناخته نگردد ، او را قرشى مىخواند و از نسبتش به كديم ياد نمىنمايد .
( 2 ) . رك : تهذيب التهذيب : 9 / 539 ؛ الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 5 / 266 .