استدلال و استناد كرد . ابن جارود و عقيلى و ابن سكن و ابو زرعه و ابو العرب و ديگران وى را در شمار راويان ضعيف آوردهاند . « 1 » سيوطى هم مىنويسد : ابن حبان مىگويد :
خارجه از راويان دروغساز و فريبكار است و در روايتش جعليات رخنه كرده است . « 2 »
در ذيل دو روايتى كه شبيه اين روايتند ، مقياس و ملاك صحيح جهت ارزيابى و نقد اين گونه احاديث را به دست داديم و گفتيم حقايق زندگى عثمان ملاك سنجش راستى يا ناراستى متن اين روايات است كه فاصله و رابطهاش را با حقيقت مشخص مىگرداند . به همين سبب ، از روى متن روايت مورد بحث مىفهميم كه به هيچوجه صحت و اعتبار ندارد ، بگذريم از سستى و بىبنيادى سند آن . از اين سخنان ياوه و نظايرش بايستى بزرگوارانه چشمپوشى نمود و گذشت و گذاشت جاعلان حديث و دروغسازان و جنايتكاران عليه تاريخ به تبهكارى سرگرم و دلخوش باشند .
طلحه چنانچه اين حرف ادعايى را كه از زبان رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله حكايت كردهاند ، شنيده بود و در هنگام محاصره به صحت آن در برابر جمع اصحاب و توده مردم اعتراف كرده بود ، هرگز آنطور با عثمان تندى نمىنمود و چندان در تحريكات و تلاشهايش پافشارى نمىكرد و از رسيدن آب آشاميدنى به او ممانعت نمىورزيد ، و كارش را به قتل نمىكشاند و راضى نمىشد در قبرستان يهوديان دفنش كنند . طلحه كه به عقيدهء آن جماعت صحابىاى عادل و راسترو و جزو ده نفرى است كه مژده بهشت يافتهاند ، هرگاه از وجود اين روايت بويى برده بود ، هرگز چنان كارهاى بيراه و تند و زننده را انجام نمىداد .
13 - ابن ماجه اين روايت را ثبت كرده است از قول ابو مروان ، محمد بن عثمان اموى عثمانى ، از پدرش عثمان بن خالد ، نوادهء عثمان بن عفان ، از عبد الرحمن بن ابى زناد ، از پدرش ، از اعرج ، از ابو هريره كه گفت : پيامبر دم در مسجد به عثمان برخورد و به او گفت :
اى عثمان ! اينك جبرئيل به من خبر داده كه خدا ام كلثوم را به همسرى تو درآورده است
هامش
( 1 ) . تهذيب التهذيب : 3 / 78 .
( 2 ) . اللئالى المصنوعة : 1 / 317 .