تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
را داشت ، نطق مىكرد ، و پس از قرائت پيام عثمان نطقش را از همانجا كه قطع كرده بود ، ادامه داد بدون آنكه كمترين اشاره‌اى به پيامش بكند يا به استمدادش ، و گذاشت كار عثمان به آنجا بكشد ؟ همچنين چرا وقتى امير المؤمنين عليه السّلام خواست او را به عنوان استاندارش به شام بفرستد ، از بهانه‌جويى و انتقام معاويه هراسيد كه مبادا او را به بهانهء عدم يارى عثمان و شركت در قتلش به قتل رساند ؟ 7 - طبرى روايت شعيبى ديگرى به اين مضمون آورده است : مىگويند : چون از حج بازگشت ، خبر آورد كه حاجيان به قصد مصريان و هوادارانشان حركت كرده‌اند و تصميم دارند ثواب سركوبى مصريان را به حج خويش بيفزايند . وقتى اين خبر با خبر بسيج و حركت مردم شهرستانها به ايشان رسيد ، شيطان در دلشان وسوسه كرد تا با خود گفتند : ما را از آنچه بدان گرفتار شده‌ايم ، هيچ‌چيز نجات نمىدهد جز كشتن عثمان تا مردم به اين حادثه سرگرم شوند و از ما دست بدارند . سرانجام ، چنان شد كه براى نجات خويش جز به كشتن عثمان به هيچ چيز اميد نداشتند . پس به در خانهء عثمان حمله آوردند ، لكن حسن بن على و عبد اللّه بن زبير و محمد بن طلحه و مروان بن حكم و سعيد بن عاص و ديگر صحابى زادگانى كه با آنان بودند ، به جلوگيرى پرداختند و با آنها درگير شدند . در اين هنگام ، عثمان بانگ برآورد كه خداى را ، خداى را ! وظيفهء دفاع و يارىام را از عهدهء شما برداشتم ، اما آنان نپذيرفتند . پس در خانه را بگشود و در حالى كه شمشير و سپرى به دست داشت ، بيرون آمد تا آنان را براند . وقتى چشمشان به او افتاد ، اهالى بصره روى برتافتند و آن جماعت بر آنها تاختن گرفتند تا عقب نشستند ، و كار بر هردو طرف سخت گشت . عثمان اصحاب را قسم داد كه به خانه درآيند ، اما آنان حاضر نشدند كه دست بردارند . بعد وارد خانه شدند و در خانه به روى مصريان بسته شد . مغيرة بن اخنس بن شريق آن سال جزو حاجيان بود ، بعد با عده‌اى كه همراهش بودند ، شتاب نمود تا پيش از كشته شدن عثمان به مدينه رسيد و در درگيرى حضور داشت . آن روز او هم وارد خانه شد و پشت در خانه سنگر گرفت . و گفت : ما كه امروز مىتوانيم از تو تا پاى جان دفاع كنيم ، اگر دفاع نكنيم جواب خدا را چه بدهيم . عثمان در