آن ايام رو به قرآن نهاده بود و در حالى كه قرآن در كنارش بود ، نماز مىگزارد ، و چون خسته مىشد مىنشست و قرآن مىخواند - و مسلمانان خواندن قرآن را نوعى عبادت مىدانستند - و كسانى كه از او دفاع مىكردند ، بين او و در خانه حايل بودند . چون مصريان ديدند هيچكس از دسترسى آنان به در خانه جلوگيرى نمىكند و ضمنا وارد خانه هم نمىتوانند شد ، آتشى آوردند و در خانه و سايهبانى را كه متصل به آن بود ، آتش زدند تا شعلهور گشت و سايه بان بر در فرود آمد و آتش بر كسانى كه در خانه بودند ، در گرفت ، در حالى كه عثمان در نماز بود . پس آمدند و راه را بر ايشان بستند و نخستين كسى كه رجز خوان به نبرد پيشآمد ، مغيرة بن اخنس بود . حسن بن على در حالى كه اين سرود رزمى را مىخواند ، به نبرد بيرون آمد :
- نه دينشان دين من است و نه من از ايشانم ، تا آنگاه كه سرفرازانه از دنيا در گذرم .
محمد بن طلحه و سعيد بن عاص نيز در حالى كه سرود رزمى مىخواندند ، به نبرد آمدند . آخرين كسى كه از خانه بيرون آمد ، عبد اللّه بن زبير بود . عثمان او را همراه سفارشنامه و مطالبى نزد پدرش فرستاد و در آن به وى دستور داد نزد كسانى كه در خانه بودند ، رفته بگويد روانهء خانهء خويش شوند . به همين جهت ، عبد اللّه بن زبير آخر از همه بيرون آمد ، و هنوز ادعا دارد كه آن سفارشنامه را از عثمان دريافت كرده و چنين مأموريتى يافته است و براى مردم از آخرين حوادث و لحظات مرگ عثمان داستان نقل مىكند . « 1 »
8 - طبرى روايت ديگرى با سند شعيبى آورده است به اين مضمون :
مىگويند : وقتى در خانه را آتش زدند ، عثمان نماز مىگذاشت و شروع به خواندن سورهء طه كرده بود و آن را تند و سريع مىخواند . نه اعتنايى به صداهايى كه مىشنيد ، كرد و نه در خواندن سوره دچار اشتباه و لكنت زبان و ترديد گشت و پيش از آنكه مهاجمان به او برسند ، نماز را به پايان برد . آنگاه آمد و كنار قرآن نشست و شروع به خواندن اين آيه كرد : كسانى كه چون به ايشان گفتند مردم براى جنگ با شما گرد آمدهاند ،
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى : 5 / 128 .