تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
جامه از زنى برگرفته‌ام و نه در دورهء اسلامى ، و نه از هنگامى كه با رسول خدا بيعت كرده‌ام ، ترانهء عاشقانه بر زبان آورده يا براى هوسبازى خيالبافى كرده‌ام و دست به بىعفتى آلوده‌ام . كسى هم نيستم كه خلعتى را كه خدا بر او پوشانده و آراسته ، از تن فرو گذارد . من به همين وضع باقى و ثابت مىمانم تا خدا كسانى را كه شايستهء سعادتند ، به عزت رساند و اهل تيره‌روزى را به خوارى افكند . آن مرد از نزد عثمان بيرون آمد . از او پرسيدند : چه كردى ؟ گفت : به خدا درمانده‌ايم ؛ از طرفى براى نجات از چنگ مردم چاره‌اى جز اين نداريم كه او را بكشيم ، و از طرف ديگر كشتنش جايز نيست . آنگاه مردى از قبيلهء بنى ليث را به اطاق عثمان درآوردند . عثمان از او پرسيد : از كدام قبيله‌اى ؟ گفت : از قبيلهء ليث . گفت : تو قاتل من نخواهى بود . پرسيد : چطور ؟ گفت : مگر تو نبودى كه پيامبر دربارهء تو با چند نفر ديگر كه با تو بودند ، دعا كرد و گفت : از فلان جنگ و فلان روز بپرهيزيد ؟ گفت : آرى . گفت : بنابراين ، تو هرگز از دست نخواهى رفت . آن مرد از آنجا رفت و از جماعت مخالفان نيز كناره جست . سپس مردى از قبيلهء قريش را به اطاق او فرستاند و به عثمان گفت : من قاتل توام . گفت : نه ، تو مرا نخواهى كشت . پرسيد : چطور ؟ گفت : رسول خدا فلان روز در حق تو دعا كرد و از خدا برايت آمرزش خواست ، به همين جهت ، تو هرگز ناحق دست به خون نمىآلايى . آن مرد استغفار كرده بيرون آمد و از آن جماعت كناره جست . عبد اللّه بن سلام آمده بر در خانهء عثمان ايستاد و بنا كرد به پرهيز دادن مردم از كشتن وى . و گفت : اى هموطنان ! كارى نكنيد كه شمشير خدا به رويتان آخته شود ، زيرا به خدا قسم ، اگر آن شمشير را از نيام بيرون آوريد ، به نيام در نخواهد آمد . واى بر شما ! قدرت حاكمهء شما امروز به تازيانه متكى است ، اگر او را بكشيد ، متكى به شمشير خواهد گشت . شهرتان را فرشتگان خدا در آغوش گرفته‌اند . به خدا قسم ، هرگاه او را بكشيد ، آنها شهرتان را ترك خواهند گفت . در جوابش گفتند : اى يهودىزاده ! ترا چه به اين كارها ! پس روى از آنان برتابيد . گفته‌اند : آخرين كسى كه به اطاق عثمان درآمد و نزد مخالفان و محاصره‌كنندگان ، برگشت محمد بن ابى بكر بود . عثمان به او گفت : واى بر تو ! آيا بر خدا خشم مىگيرى ؟
الغدير ( فارسى ) — صفحة 341 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى