ميان مردم اختلاف نظر به وجود آيد و تمايلات و اغراض دگرگونه شود و مذاهب سياسى متباينى پديد آيد . مردمى كه به تعاليم قرآن و سنت پيامبر اكرم و روش دو صحابى او ، ابو بكر و عمر پاىبند بودند ، مىديدند كارهايى صورت مىگيرد كه منكر و ناروا و نوپيداست و مىخواستند با آنها مثل عمر با قاطعيت و شدت مقابله شود تا روحيه و عقايد تودهها از آثار سوء آنها در امان ماند . جوانان تازه به دوران رسيدهء قريش و ديگر قبايل عرب با اين كارها و حوادث با روحيهء ديگرى برخورد مىكردند ، با روحيهاى جديد و آميخته به طمع و بلندپروازى و انحصارگرى و آرزوهاى دور و دراز و خواهشهايى كه حد و اندازه نمىشناخت . بدينسان در راه برآوردن مطامع و خواهشها و رسيدن به هدفهاى خويش بناى رقابت و همچشمى و كشمكش را گذاشتند ؛ نه فقط بر سر مناصب و مقامات حكومتى ، بلكه بر سر هرچيز . حوادث و جريانات جديد جوانان و پيران را به همان جايى راند كه رانده شدند . سرزمينهاى پهناورى كه به تصرف مسلمانان درآمده بود و عوايد سرشارى كه از اين سرزمينها به صورت ماليات ارضى و غير ارضى بدست مىآمد ، لازم آورد كه در ادارهء اين سرزمينها و استفاده از درآمدهاى سرشار و هنگفت آن رقابت و كشمكش درگيرد ، و در اين چه شگفتى هست ؟ يا در اين چه تعجبى است كه كشورها و سرزمينهاى فتح ناشده را بنگرند و امكانات و فرصتها و شرايط را مناسب لشكركشى و فتح ببينند و از پى فتح آنها به رقابت و پيشدستى برخيزند ؟ يا چرا اگر دنيا دوستند ، در راه كسب افتخار و غنائم و عوايد بر هم پيشدستى ننمايند و اگر در طلب آخرتند ، در همين راه از هم سبقت نجويند ؟ آنگاه اگر در ادارهء اين كشورهاى پهناور و عوايد هنگفت و در سياست كشوردارى با هم اختلاف پيدا كردند ، چه عجب ؟ و در صورتى كه آن عده از جوانان قريش كه طمعكار و بلند پرواز بودند ، به راههاى هموارى تاختند كه به افتخار و شكوه و قدرت سياسى و ثروت مىرساند ، شگفت نخواهد بود و نه اينكه جوانان انصارى يا ساير قبايل عرب در اين راه به رقابت با ايشان پردازند يا اگر ديدند خليفه نمىگذارد در اين رقابت و مسابقه شركت جويند يا قريش را امكان مىدهد و مزيت مىنهد و مهمترين مناصب سياسى و موقعيتهاى
الغدير ( فارسى ) — صفحة 322
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٣٢٢