شدند ، و چرا پيش از آمدن آنها و قبل از اينكه آنان به مخالفت برخيزند ، مخالفت و معارضه داشتند ؟
ما در اين مطلب با دكتر طه حسين همراهيم كه مىگويد : به گمان قوى اين عبد اللّه بن سبا - اگر همهء رواياتى كه دربارهء او هست ، به لحاظ سند صحيح و درست باشد - سخنهايى را كه گفته و تبليغاتى را كه كرده ، آنگاه بوده است كه آشوب به پا گشته و اختلاف داخلى شدت گرفته است . بنابراين ، او فتنه برنيانگيخته ، بلكه از آن بهرهبردارى كرده است . همچنين ظن قوى مىرود كه دشمنان شيعه در دورهء حكومت امويان و عباسيان در امر عبد اللّه بن سبا مبالغه كردهاند ، تا از طرفى در بدعتها و خلافكارىهايى كه به عثمان و استاندارانش نسبت داده شده ، ترديد نمايند و از طرف ديگر بر على و شيعهاش جنايت روا دارند . به همين جهت ، بعضى كارهاى شيعه را به گردن يهودىاى مىاندازند كه براى اينكه به مسلمانان لطمه بزند ، اظهار مسلمانى كرده است . چه بسيار است جناياتى كه دشمنان شيعه بر شيعه روا داشتهاند و چه بسيار است نسبتهاى جنايتآميزى كه شيعه در قضيهء عثمان و در قضاياى ديگر به دشمنانش داده است !
بنابراين ، بايد در برابر تمام اين روايات كه دربارهء عبد اللّه بن سبا ساخته شده است ، وضعى محتاطانه و انديشمندانه بگيريم و مسلمانان را در صدر اسلام برتر و بزرگوارتر از اين بدانيم كه مردى بتواند دين و سياست و عقل و ارادهشان را به بازى بگيرد كه از صنعا آمده و پدرش يهودى و مادرش سياهپوست بوده باشد و خودش نيز يهودى ، به قصد اينكه مسلمانان را بفريبد و به آنان ضربه بزند ، كسى كه نه از روى خدا ترسى يا دلبستگى تظاهر به اسلام كرده است . سپس در فرصتهاى مناسبى كه در پى آن بوده ، مسلمانان را عليه خليفهشان تحريك كرده تا او را كشتهاند و آنان را بعد يا قبل از آن متشتت كرده و به صورت احزاب و دستههاى مختلف درآورده است .
اينها امورى است كه با عقل جور در نمىآيد و نه ارزش نقد و سنجش دارد ، و روا نيست تاريخ را براساس آنها بنياد نهاد . حقيقت مسلم و آشكارى كه نمىتوان در آن شك و ترديد نمود ، اين است كه شرايط حيات اسلامى در آن هنگام چنان بود كه سبب مىشد
الغدير ( فارسى ) — صفحة 321
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٣٢١