واداشتم . به همين جهت ، هركس عليه من يا يكى از استاندارانم شكايت و دادخواهى كند ، بىدرنگ حق او را ادا خواهم كرد . هرحقى كه من يا خانوادهام برعهدهء مردم داشته باشيم ، به اختيار ايشان واگذاشته شده است تا به دلخواه خود ادا نمايند . اهالى مدينه به من شكايت آوردهاند كه عدهاى مورد اهانت و دشنام قرار گرفته و جمعى كتك خوردهاند ، هان ! اى كسانى كه در پنهان كتك خوردهايد يا مخفيانه دشنام شنيدهايد ! هريك از شما كه ادعايى در اين زمينه دارد ، بايد در موسم و اجتماع حج امسال نزد من بيايد و حق خود را از هركه هست ، بستاند از من يا از استاندارانم ، يا از حق خويش نيكوكارانه در گذرد ، زيرا خدا به بخشايندگان پاداش مىدهد .
چون فرمان كتبى عثمان در شهرستانها خوانده شد ، مردم گريستند و عثمان را دعا كردند و گفتند : امت آبستن آشوب است .
عثمان به دنبال استاندارانش فرستاد و عبد اللّه بن عامر و معاويه و عبد اللّه بن سعد بن ابى سرح آمدند . سعيد بن عاص و عمرو عاص را در جلسهء مشورتى كه از آنها تشكيل داده بود ، شركت داد . آنگاه به آنان رو كرده گفت : واى بر شما ! اين چه شكايتهاست و چه شايعات ؟ به خدا من از اين مىترسم كه آنچه عليه شما گفته مىشود ، صحت داشته باشد و اين براى من ايجاد مشكلات مىكند . گفتند : مگر هيأتهايى را به شهرستانها نفرستادى ؟ و مگر دربارهء مردم خبر و گزارش نياوردند ؟ و مگر وقتى برگشتند ، نگفتند كه هيچكس با آنها شكايتى در ميان نگذاشته است ؟ نه ، به خدا راست نگفتهاند و كار درستى نكردهاند ، و اين چيزها كه مىگويند اصل و اساسى ندارد و شايعاتى بيش نيست كه نه مىتوان آن را جدى گرفت و نه مىتوان گزارش كرد و مطرح ساخت .
عثمان گفت : نظر و پيشنهاد بدهيد كه چه بايد كرد ؟ سعيد بن عاص گفت : اين كار يك شايعهسازى پنهانى است كه در جلسات سرى مىسازند و به افراد بىاطلاع القا مىكنند تا پخش شود و در جلسات و انجمنها مورد بحث قرار گيرد . عثمان پرسيد : چارهاش چيست ؟ گفت : چارهاش اين است كه كسانى را كه شايعات را بر زبان دارند ، تعقيب كنى و سپس كسانى را كه منشأ شايعات بودهاند ، پيدا نمايى و اعدام كنى .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 325
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٣٢٥