تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
آنان ساز كرد كه هزار پيامبر وجود داشته است و هرپيامبر وصىاى داشته و على وصى محمد بوده است . بعد گفت : محمد خاتم انبياست و على خاتم اوصيا . آنگاه گفت : چه كسى ستمكارتر از آن است كه وصيت پيامبر خدا را عمل نكرد و بر وصى پيامبر خدا تعدى نمود و حكومت بر امت را به دست گرفت . سپس براى آنان چنين گفت : عثمان حكومت را به ناحق و بر خلاف قانون اسلام به دست گرفت و اينك وصى پيامبر خدا موجود است . بنابراين ، براى استقرار حكومتش به پا خيزيد و جنبش كنيد و از انتقاد و حمله به فرماندهانتان شروع كنيد و تظاهر به امر به معروف و نهى از منكر نماييد تا مردم به سوى شما جلب شوند و آنان را به برقرارى حكومت وصى پيامبر دعوت كنيد . پس مبلغان خويش به هرسو پراكند و با كسانى كه آمادگى شورشگرى در شهرستانها را داشتند ، بناى مكاتبه را گذاشت ، و آنان نيز با او مكاتبه مىنمودند و در پنهان ديگران را به عقيدهء او مىخواندند و تظاهر به امر معروف و نهى از منكر مىكردند ، و نامه‌هاى جعلى به استانها و شهرستانها مىفرستادند متضمن معايب حكام و بدگويى از آنها ، و رفقايشان همين‌گونه مكاتبه با ايشان داشتند . اين جماعت در هرشهر به اهالى شهرهاى ديگر اخبار جعلى مىفرستادند و هريك در ميان مردم شهرشان آنچه را از شهرهاى ديگر رسيده بود ، مىخواندند ، تا نوبت اين كار به مدينه رسيد و سراسر كشور را از انتشارات و تبليغات خويش پر كردند . آنها قصدى جز آنچه به ظاهر مىنمودند ، داشتند و در پنهان چيزهايى جز آنچه اظهار مىكردند ، مىگفتند . در نتيجه ، اهالى هرشهر و استان با خود مىگفتند كه ما از آنچه مردم آن استان به آن دچار و گرفتارند ، در امانيم . در آن ميان مردم مدينه وضعى استثنايى داشتند ، زيرا خبرهايى كه در آنجا پخش مىشد ، از همهء شهرستانها و استانها رسيده بود و آنان با خود مىگفتند كه ما از آنچه همهء مردم به آن دچار و گرفتارند در امانيم . محمد و طلحه از اينجا نقل مىكنند و مىگويند : براثر آن خبرها و شايعات پيش عثمان آمدند و از او پرسيدند : اى امير المؤمنين ! آيا براى تو نيز دربارهء مردم همان خبرها و نامه‌ها كه به ما مىرسد ، مىآيد ؟ گفت : نه ، به خدا جز خبر خوش و خير نمىآيد . گفتند : براى ما آمده است ، و آنچه به ايشان رسيده بود ،
الغدير ( فارسى ) — صفحة 318 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى