سر كوهستان بود ؛ تحريك كردم .
و به عثمان مىگويد : در ادارهء اين امت كارهاى ناروايى مرتكب گشتى و امت به تبعيت از تو مرتكب آنها گشت ، و راه انحراف در پيش گرفتى تا توسط تو منحرف گشتند . اكنون يا به راه راست اسلام درآى و يا كنارهگيرى كن .
و مىگويد : مرا عمرو عاص مىگويند ، او را در حالى كه در وادى السباع بودم ، به كشتن دادم .
سعد بن ابى وقاص مىگويد : او با شمشيرى كشته شد كه عايشه برآورد و طلحه تيزش كرد و على بن ابى طالب به زهرش آلود ، و زبير دم نزد و با دست اشاره كرد ، و ما دست بازداشتيم ، در حالى كه اگر مىخواستيم مىتوانستيم از او دفاع كنيم بلا بگردانيم .
جهجاه غفارى مىگويد : برخيز نعثل ! از اين منبر بيا پايين تا عبا بر تنت پوشانيم و بند بر تو نهيم و ترا بر ستورى بنشانيم و به كوهستان دماوند بيندازيم .
مالك اشتر در نامهاى به او مىنويسد : به خليفهء به بلا در افتادهء خطاكارى كه از سنت پيامبرش منحرف گشته و حكم قرآن را پشت سر افكنده است .
عمرو بن زراره مىگويد : عثمان با اينكه حق را مىشناخت آن را ترك كرد .
حجاج بن غزيهء انصارى مىگويد : به خدا اگر يك نيمروز از عمر عثمان بيشتر باقى نمانده باشد ، باز هم او را مىكشيم تا با كشتنش به خدا تقرب جوييم .
قيس بن سعد انصارى مىگويد : نخستين كسانى كه به اين كار ، يعنى قتل عثمان برخاستند ، عشيرهء من بودند و ايشان مقتدا و سرمشقند .
جبلة بن عمرو انصارى مىگويد : اى نعثل ! به خدا ترا حتما خواهم كشت و بر ستورى زخمى بار كرده به كوه آتشفشان دماوند خواهم برد .
و چون از او مىخواهند كه دست از عثمان بردارد ، مىگويد : به خدا نمىگذارم طورى شود كه فرداى قيامت در برابر خدا بگويم : ما از سروران و بزرگانمان اطاعت كرديم تا ما را از راه دين به در بردند . « 1 »
هامش
( 1 ) . زبان حال جمعى از كفار در قيامت است ، چنان كه قرآن پيشگويى مىنمايد . رك : احزاب 33 / 67 .