تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
پيشوايى كه اطاعتش واجب بوده است ، از دين بيرون رفته‌اند . هرگاه چنين نظرى را دربارهء جمع اصحاب پيامبر بپذيريم ، بايد همهء آنچه را از ايشان در خصوص عثمان خليفهء وقت سر زده است ، بر اين حمل كنيم كه وى از راه راست دين به در شده است ، و اصحاب رسول خدا متفق بوده‌اند بر اينكه عثمان نمىتوانسته از مصاديق آن آيات مباركه و احاديث شريفه بوده باشد و آن اوامر و نواهى كه در مورد مؤمنان و مسلمانان آمده ، شامل وى نمىگشته است . البته ، هيچ‌يك از اين دو نظريه و رأى را نمىتوان به آسانى پذيرفت و به آن تن در داد ؛ نه آن نظريه را دربارهء جمع انبوه مهاجران و انصار و همهء اصحاب ، و نه اين نظريه را دربارهء عثمان ، زيرا اصحاب به عقيدهء آن جماعت همگى عادل و راستروند و به ايشان اعتماد و اتكا مىشود و به گفتار و كردارشان استناد شرعى و فقهى مىكنند و به ايمان آنان يقين دارند و مىگويند كه مصاحبت با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آلايش‌هاشان را بزوده و نفوسشان را پاك و منزه گردانيده است ، و نيز مىدانيم در ميان انبوه مخالفان عثمان كه كار را به قتل او رساندند و با جنازه‌اش چنان رفتار كردند ، باقيماندهء گروه ده نفره‌اى كه به عقيدهء آن جماعت مژدهء بهشت يافته‌اند ، وجود داشته‌اند ، از جمله طلحه و زبير ، حتى شخص طلحه در آن كشمكشها از همه تندروتر و سختگيرتر بوده و برخوردهاى او با عثمان كاملا ثابت و مشهور است . همچنين در ميان آنها شخصيتهاى برجسته و ممتاز و پرفضيلتى چون عمار ياسر و مالك اشتر و عبد اللّه بن بديل بوده‌اند و در حضورشان امام مسلمانان و مولاى متقيان ، امير مؤمنان على عليه السّلام بوده است كه در آن هنگام ، همه شايستهء خلافتش مىدانسته‌اند و در برابرش سر تعظيم و اطاعت فرود آورده بودند . آيا ممكن است امام با اين حال در برابر آن كارهاى سهمگين كه نسبت به عثمان و حاكم وقت روا شمرده مىشد ، ساكت مانده و به ممانعت و نهى و اعتراض برنخاسته باشد ؟ در حالى كه مىدانيم او از همهء خلق به نواميس شريعت و احكام اسلامى داناتر بوده و به راه راست دين واردتر ، و به يقين مىدانسته كه چنين كارها در مورد مسلمان گناهى بزرگ و خطرناك است . شك نيست كه سكوت امام در برابر آنهمه كارها در حق عثمان معنى خاصى