تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
پاداش او هستم . - بدين كار كه مىكوشم تا وليد و رفيقش عثمان پسر عفان را كه تكيه‌گاه گمراهان و كجروان است ، از حكومت بر كنار سازم . ابن اثير مىگويد : سرايندهء اين شعر نيز از كسانى است كه عثمان از كوفه به دمشق تبعيدشان كرد . « 1 » نظريهء اين صحابى كاملا روشن است ، و با نظر ساير اصحاب موافق و همسان است .

32 - نظريهء صعصعة بن صوحان « 2 »

ابن عساكر مىنويسد : عثمان بالاى منبر بود كه صعصعه برخاسته به او گفت : اى امير المؤمنين ! از راه اسلام بگشتى و بر اثر آن ، ملت از راه اسلام منحرف گشت . به راه راست آى تا ملّتت به راه راست اسلام درآيد . روزى ديگر صعصعه سخن گفت و بسيار گفت تا عثمان رو به مردم كرد و گفت : اى مردم ! اين پرگوى بيهوده‌گوى لاف‌زن نمىداند خدا كيست يا خدا كجاست . صعصعه گفت : اينكه گفتى من نمىدانم خدا كيست ، بدان كه خدا پروردگار ما و پروردگار اجداد ديرين ماست . در جواب اين‌كه گفتى نمىدانم خدا كجاست ، بايد بگويم خدا در كمين ستمگران و گناهكاران است ، و سپس اين آيه را خواند : به كسانى كه به جنگ بر سرشان تاخت آورده‌اند و مورد ستم قرار گرفته‌اند ، اجازهء پيكار داده شد ، و خدا بر پيروز گردانيدنشان تواناست . « 3 » عثمان گفت : اين آيه فقط دربارهء ما و دوستانمان نازل شده كه از مكه به ناحق بيرون رانده شديم . « 4 » صعصعه كه شرح حالش را پيش از اين آورديم « 5 » و به فضايل و قهرمانى و پاكى و
هامش
( 1 ) . رك : انساب الاشراف : 5 / 30 ؛ اسد الغابة : 4 / 104 ؛ الاصابة : 1 / 548 و 2 / 536 . ( 2 ) . وى رئيس قبيلهء عبد القيس بود . ( 3 ) . حج 22 / 39 . ( 4 ) . تاريخ ابن عساكر : 6 / 424 ؛ الفائق ، زمخشرى : 1 / 35 ؛ لسان العرب ، ابن منظور : 3 / 32 ؛ النهاية ، ابن اثير : 1 / 72 ؛ تاج العروس ، زبيدى : 2 / 6 . ( 5 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 9 / 43 .