تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
بود ، از او مىگيرد و مىشكند و با اين عمل نشان مىدهد كه عثمان حق انتساب به آن حضرت را ندارد . اين كارها را در حضور مهاجران و انصار و همهء صاحب نظران جامعه انجام مىدهد و هيچ‌كس از كارش جلوگيرى نكرده به دو اعتراض نمىنمايد ، گويى كه به ميل ايشان سخن مىگويد و به مقتضاى اراده‌شان عمل مىكند . اين‌كه مىگويد تريشه‌اى از چوب عصا در موقع شكستن به زانوى جهجاه رفته و تبديل به خوره شده است ، توسط علم پزشكى تكذيب مىشود ، زيرا تريشهء چوب هرگز توليد خوره نمىكند ، و اگر براستى زخم حادّى ايجاد كرده باشد ، امرى تصادفى بوده است ، نه از كرامات عثمان . چنان كه از اسب افتادن عبد اللّه مخزومى ، استاندار عثمان در يمن و مرگش بر اثر اين حادثه نمىتواند ربطى به اين داشته باشد كه براى كمك به عثمان و نجاتش از دست محاصره‌كنندگان آمده است . ابو عمر و بعضى ديگر نوشته‌اند : عبد اللّه مخزومى به كمك عثمان آمد به هنگامى كه در محاصره بود ، ولى نزديكى مكه از اسبش به زير افتاد و بر اثر آن مرد . « 1 » بلاذرى نيز مىنويسد : عبد اللّه مخزومى كه استاندار عثمان بود ، براى كمك به عثمان آمد ، ولى چون به بطن نخله رسيد از اسبش به زير افتاد و پايش شكست ، و ناچار نزد خانواده‌اش برگشت . « 2 »

14 - نظريهء سهل بن حنيف انصارى

15 - نظريهء رفاعة بن رافع انصارى

16 - نظريهء حجاج بن غزيّهء انصارى

بلاذرى مىنويسد : ابو مخنف روايت كرده كه زيد بن ثابت انصارى گفت : اى جماعت انصار ! شما خدا و پيامبرش را يارى نموديد ؛ بنابراين ، خليفهء پيامبرش را يارى دهيد . عده‌اى از انصار به او پاسخ دادند . سهل بن حنيف گفت : اى زيد ! عثمان شكم ترا با نخلستانهاى تازهء به ثمر نشستهء مدينه پر كرده است . زيد گفت : اين پيرمرد ، يعنى عثمان را
هامش
( 1 ) . الاستيعاب : 1 / 351 ؛ اسد الغابة : 3 / 155 ؛ الاصابة : 2 / 305 . ( 2 ) . انساب الاشراف : 5 / 87 .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 178 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى