10 - نظر حجر بن عدى كوفى
مورخان مىگويند : معاويه هنگامى كه مغيرة بن شعبه را در جمادى سال 41 هجرى به استاندارى كوفه گماشت ، او را به حضور طلبيد و گفت : مىخواستم دربارهء خيلى چيزها به تو سفارش كنم ، ولى صرفنظر كردم ، چون به خرد و هوشيارىات اطمينان دارم و مىدانم كه آنچه را مايهء خرسندى من مىشود و بر قدرتم مىافزايد و به حال رعاياى من مفيد است ، مىدانى . با اين حال ، يك چيز هست كه نمىتوانم از آن صرفنظر كنم و آن اين است كه تا مىتوانى از بدگويى على و حمله به او فروگذار ننمايى و نيز از رحمت و آمرزش خواستن براى عثمان ، و نكوهش طرفداران على و طردشان و خوددارى از مصاحبت با ايشان و نشنيدن سخنانشان ، و تعريف و تمجيد از طرفداران عثمان ، رضوان اللّه عليه ، و نزديك كردنشان به خود و شنيدن سخن آنان . مغيره گفت : تو طرز كار مرا به تجربه ديدهاى و من مورد تجربه قرار گرفتهام و پيش از تو براى ديگران استاندارى و كار دولتى كردهام و بر هيچيك از كارهايم خرده نگرفتهاند . حالا هم تو كارم را به تجربه خواهى ديد . يا آن را مىستايى يا مذمّت مىكنى . معاويه گفت : نه به خواست خدا ستايش خواهم كرد .
مغيره هفت سال و چند ماه استاندار كوفه بود . در تمام اين مدت يك دم از دشنام على و حمله به او ، و نكوهش قاتلان عثمان و لعنتكردن آنان و دعا و ثناى عثمان و طرفدارانش فروگذار نكرد . هروقت حجر بن عدى حرفهاى مغيره را مىشنيد ، مىگفت :
خدا شما را نكوهش و لعنت كرده است ، آنگاه برخاسته مىگفت : خداى عزّ و جل مىفرمايد : برقراركنندهء عدالت و نمونهء عملى راه خدا باشيد و براى خدا شهادت بر زبان آوريد . « 1 » من شهادت مىدهم كسانى كه شما آنان را نكوهش مىنماييد ، بايستى مورد تجليل قرار گيرند و كسانى كه شما آنان را پاك مىشمريد و تمجيد مىنماييد ، بايستى مورد نكوهش و مذمّت قرار گيرند . مغيره به او پرخاش مىكرد و مىگفت : اگر من استاندار باشم ، ترا به سزاى عملت مىرسانم . واى بر تو ! از پادشاه بترس ، و از خشم و
هامش
( 1 ) . نساء 4 / 135 .