انتخاب حاكم براى قريش ؟
سعد بن ابى وقاص به عبد الرحمن بن عوف گفت : پيش از اينكه آشوبى ميان مردم برپا شود ، براى تعيين حاكم عجله كن ، و خطاب به طرفداران على گفت : اى جماعت ! كارى نكنيد كه اقدام عليه شما لازم شود ! آنگاه عبد الرحمن بن عوف ، على را خواند و گفت : با خدا پيمان ببند كه به قرآن و سنت پيامبر و روش دو خليفهء بعد از او عمل كنى . على گفت به مقدار علم و تواناييم عمل مىكنم . بعد عثمان را خواند و به او گفت : با خدا پيمان ببند كه به قرآن و سنت پيامبر و روش دو خليفهء بعد از او عمل كنى . گفت : قبول مىكنم .
پس با او بيعت كرد . در اين هنگام على گفت : دوستى و رفيقبازى باعث شد كه با عثمان بيعت كند . اين اولين بارى نيست كه عليه ما همداستان و متحد شدهايد . به خدا فقط به اين سبب حكومت را به عثمان سپردى كه بعدا حكومت را به تو واگذارد ، ولى خداوند هرروز حالت و وضعى پيش خواهد آورد . عبد الرحمن بن عوف گفت : اى على ! كارى نكن كه اقدام عليه تو روا باشد ، زيرا من مطالعه كردم و با مردم مشورت نمودم و ديدم هيچكس را همطراز و همانند عثمان نمىدانند . على در حالى كه مىگفت : حكم خدا و تقديرش به تحقق خواهد رسيد ، از آنجا بيرون رفت . مقداد خطاب به عبد الرحمن بن عوف گفت : به خدا حكومت را از كسى دور ساختى كه مطابق حق و قانون اسلام حكومت و داورى مىكند و به وسيلهء عدالت را مىگستراند . عبد الرحمن بن عوف گفت : اى مقداد ! به خدا قسم ، من براى مسلمانان تلاش خودم را كردم ، و تو هم اگر حسن نيت داشته و خدا را در نظر گرفته باشى ، خدا پاداش انسان نيكوكار را به تو خواهد داد .
آنگاه مقداد گفت : من از پيامبرشان كه بگذريم ، هيچكس را همتاى اين خاندان نديدهام كه چنين فضل و علمى داشته باشد ، يا كسى كه در داورى ، عادلانهتر از آنها عمل كند و يا قانون و عقايد اسلامى را بهتر از ايشان تشخيص بدهد . به خدا اگر مددكاران و همرزمانى پيدا كنم ، بىدرنگ براى برقرارى حكومت خاندان پيامبر اقدام خواهم كرد . عبد الرحمن بن عوف گفت : اى مقداد ! از خدا بترس ، من از عواقب آشوب بر تو
الغدير ( فارسى ) — صفحة 167
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص١٦٧