آن تعهدات چيزى نيست كه انجام ندادنش موجب بركنارى شود ، پس چرا به استناد آن عليه او همداستان شدند و او را چون از خلافت كنار نمىرفت ، كشتند ؟ در حالى كه مىدانيم در نظر آن جماعت ، همهء آنان كه در قتل عثمان شركت كردند و بر عزل و خلع او پاى فشردند ، عادل و درستكارند ! وانگهى اگر اين شرايط واجب نيست ، پس چرا وقتى على عليه السّلام در شوراى انتخاب حاكم آن شرايط را نپذيرفت و حاضر نشد تعهد كند كه به روش ابو بكر و عمر عمل نمايد ، خلافت را به او نسپردند ؟ بنابراين فرض ، او حاضر به قبول تعهداتى نشده بود كه ايفايش واجب نيست . پس واگذار نكردن خلافت به او به استناد عدم قبول اين شرايط از طرف او ، خطا و نادرست بوده است و عذر عبد الرحمن بن عوف كه گفته است چون على عليه السّلام حاضر به قبول اين شرايط نيست و عثمان حاضر به قبول آن است ، پس عثمان را بر على مقدم بايد داشت ، پذيرفته نخواهد بود ! باز اگر اين شرايط واجب نبود ، چرا آن را به عثمان عرضه كردند ؟ و چرا عثمان پذيرفت و متعهد شد ؟ و چرا آنهمه آدم براساس همين شرايط و تعهد با او بيعت كردند و او را بهعنوان خلافت به رسميت شناختند ؟ و بالاخره چرا وقتى تخلّف او را از آن شرايط و تعهدات ديدند ، بر او شوريدند و بر عزل و خلعش همداستان شدند ؟
در رستاخيز از آنها دربارهء حرفهاى نارواشان حتما سؤال و بازخواست خواهد شد « 1 » ، در آن هنگام عذرخواهى ستمكاران سودى به حالشان ندارد و توبهء آنان پذيرفته نمىشود . « 2 »
4 - نظريهء طلحه
وى عضو شوراى شش نفره ، و يكى از ده نفرى است كه مىگويند مژدهء بهشت يافتهاند .
1 - 4 - مولاى متقيان وضع طلحه را در برابر عثمان با طرح سه فرض ممكن ، مشخص كرده است : به خدا فقط به اين سبب شتابان به خونخواهى عثمان برخاسته كه ترسيده او
هامش
( 1 ) . عنكبوت 29 / 13 .
( 2 ) . روم 30 / 57 .