43 - على را گفتند : اى امير مؤمنان ! بهترين مردم پس از رسول خدا كيست ؟ گفت :
ابو بكر . گفتند : پس از او كه ؟ گفت عمر . گفتند : پس از او كه ؟ گفت : عثمان . گفتند : پس از او كه ؟ گفت : من .
44 - يك بار كه على سخنرانى كرد ، در پايان گفت : بدانيد كه بهترين مردم پس از مردم ايشان ابو بكر راسترو است و آنگاه عمر - جداكنندهء راست و ناراست از يكديگر - و آنگاه عثمان - دارندهء دو فروغ - و آنگاه من و براستى كه من آن را در گردن شما و پشت سرتان افكندم . پس شما را بر من جاى چون و چرا نيست .
45 - از على دربارهء ياران رسول خدا پرسيدند و گفتند : دربارهء ابو بكر پسر ابو قحافه آگاهىهايى به ما ده . گفت : او مردى است كه خداوند به زبان جبرئيل و محمّد او را صدّيق ناميد ، او جانشين رسول خدا بود كه چون وى او را به پيشوايى ما در كار دين خود پسنديد ، ما هم به پيشوايى او بر خود در كارهاى اين جهان خرسند شديم .
46 - آوردهاند كه على به خدا سوگند مىخورد كه خداى تعالى نام ابو بكر را از آسمان ، صديق فروفرستاد .
47 - از زبان على آوردهاند : نخستين مردى به اسلام گرويد « 1 » ، ابو بكر بود و نخستين كسى كه به سوى خانهء خدا نماز گزارد ، على بن ابو طالب بود .
48 - عبد الرحمن بن ابو زناد از زبان پدرش آورده است كه مردى روى آورد و مردم را كنار زد تا در برابر على بن ابو طالب بايستاد و گفت : اى امير مؤمنان ! از چه روى بود كه ياران پيامبر از مهاجر و انصار ابو بكر را پيش انداختند با آنكه برجستگىهاى تو درخشانتر بود و پيشينهات بيشتر و اسلامت پيشتر او گفت : اگر تو از تيرهء قريش باشى ، به گمانم از پناهندگى . گفت : آرى . گفت : اگر نه اين بود كه هركس به آيين ما گرويد ،
هامش
( 1 ) . ابن معين گفته : اين مرد كسى نيست كه محدّثان سخن او را پشتوانه گيرند . او ناچيز شمرده مىشود و از زبان ابن مدينى آوردهاند كه سخن وى نزد ياران همكيش ما سست است و عبد الرحمن بر روايتهايش نشانه مىنهاد ، و ساجى و ابن شيبه هم سخنان او را سست مىشمردند و نسايى گويد : روايت او را نشايد پشتوانه گردانيد تهذيب التهذيب : 6 / 171 .