مىشنود : آرى ، آن را براى او بشناسيد . و بر اين اساس رسول هم مىشود تأييدكنندهء تبهكارىهاى وى و بنياد نهندهء نادرستىهايش و نيك شمارندهء گمراهىهايش كه چنين امرى هم از پيامبر بزرگوار بسى دور است .
و كيست ستمگرتر از آنكه دروغى بر خدا ببندد كه از بىدانشى ، مردم را گمراه كند .
بگو آيا نزد شما دانشى هست تا براى ما به درآوريد . وقتى آن را دهانبهدهان نقل مىكرديد به زبانهاى خويش چيزها مىگفتيد كه دربارهء آن ، چيزى نمىدانستيد ، نه ايشان و نه پدرانشان را دانشى دربارهء آن نيست ايشان جز از گمان پيروى نمىكنند و جز دروغ نمىگويند .
ابو ذر و مسلك اشتراكى
تيرهايى كه در تيردان پيشينيان بوده و آن را به سوى بندهء شايسته و همانند عيسى در ميان امت محمّد صلّى اللّه عليه و آله رها كردهاند دانستى ، اينك به سراغ لجنكارىهاى ديگران از مقلّدان روزگار اخير برويم كه بىهيچ بصيرتى به گفتگو برمىخيزند و ابو ذر را كه بسى پاكتر از اينها مىشماريم گاهى به مسلك اشتراكى و گاهى ديگر به كمونيستها مىبندند .
آيا اين نوخاستگان ناآگاه ، اصول كمونيسم و مواد مسلك اشتراكى را به خوبى شناختهاند و آيا از لابهلاى سخنان و دعوتهاى مصلح بزرگ - ابو ذر - هيچگونه آشنايىاى با خواستهها و مقاصد او پيدا كردهاند تا بتوانند سازشى ميان اين دو مكتب پديد آورند ؟
گمان نمىكنم كه ايشان چيزى از آن مقاصد دريافته باشند و من دور نمىدانم ايشان خود كمونيستهايى باشد كه نيش را در ميان نوش نهفته و زير نيمكاسهشان كاسهاى ديگر دارند و آنچه را گفته و بلكه درهم بافتهاند بهترين افزار گردانيدهاند براى ترويج بنيادهاى آن مكتب كه هم با مرزهاى اسلام و بنيادهاى تمدن كنونى و هم با پارههاى از قوانين طبيعت ناسازگار است . چرا كه آمدهاند كسى همچون ابو ذر را كمونيست و پيرو