عبارت ابن سعد از طريق ابن ابى وضاح بصرى مىخوانيم كه : ابو ذر چهارمين يا پنجمين مسلمان بوده است . « 1 »
3 - ابن سعد آورده است كه ابو ذر گفت : من نخستين كسى بودم كه پيامبر را با تحيت اسلامى درود فرستادم و گفتم : درود بر تو باد اى رسول خدا ! گفت : بر تو باد رحمت خدا . و به عبارت ابو نعيم ابو ذر گفت : پيامبر نمازش را گزارد به نزد او شدم و گفتم : درود بر تو باد ! گفت : بر تو باد درود . « 2 »
4 - ابن سعد و بخارى و مسلم ، هردو در صحيح خود از طريق ابن عبّاس آوردهاند كه عبارت ما از ابن سعد است : چون به ابو ذر خبر رسيد كه مردى در مكّه ظهور كرده و خود را پيامبر مىشمارد برادر خويش را فرستاد و گفت : برو و خبر اين مرد و آنچه را از وى مىشنوى براى من بياور . آن مرد برفت تا به مكّه رسيد و سخن پيامبر را بشنيد و به نزد ابو ذر برگشت و او را خبر داد كه پيامبر امر به معروف و نهى از منكر مىكند و به داشتن خوىهاى نيكو دستور مىدهد . ابو ذر گفت : درد مرا دوا نكردى . پس ظرفى بگرفته آب و توشهء خود را در آن نهاد و به سوى مكّه رهسپار شد و چون به مقصد رسيد ترسيد كه از كسى دربارهء امرى مربوط به پيامبر سؤال كند و چون پيامبر را نديد و شب شد در گوشهء مسجد شب را گذراند و چون دستار ببست على بر او بگذشت و گفت : اين مرد از كجاست ؟ گفت : مردى از قبيلهء غفاريانام . گفت : برخيز به سوى منزلت رو . پس گفت او را به منزلش برد و هيچيك از آن دو پرسشى از ديگرى نكرد و فردا ابو ذر در جستجوى او برآمد و ديدارش نكرد و خوش نداشت كه از كسى سراغ او را بگيرد . پس برگشت و خوابيد تا چون شب شد على بر او بگذشت و گفت : وقت آن نيامده كه منزلت را بشناسى . پس او را برد و شب را آنجا سر كرد و چون صبح شد باز هم هيچيك از آنان
هامش
( 1 ) . ر ك : حلية الاولياء : 1 / 157 ؛ المستدرك ، حاكم : 3 / 342 ؛ الاستيعاب : 1 / 83 و 2 / 664 ؛ اسد الغابة :
5 / 186 ؛ شرح جامع الصغير ، مناوى : 5 / 423 ؛ الاصابة : 4 / 63 .
( 2 ) . طبقات ، ابن سعد : 4 / 161 ؛ و نيز اين گزارش را مسلم در بخش مناقب از صحيح خود : 7 / 154 ، 155 و ابو نعيم در حلية الاولياء : 1 / 159 و ابو عمر در الاستيعاب : 2 / 664 آوردهاند .